عكس: جنبش سبز زائیده امید صهیونیست

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/08/02 ساعت 16:47 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
مهدي كروبي عصر امروز (جمعه) در حالي كه با شعارهاي "درود بر كروبي" عدهاي از همراهانش به نمايشگاه
مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده ديگري از بازديدكنندگان به بيرون از نمايشگاه هدايت شد.
(عكس از سيد هادي كسايي)
به گزارش رجانيوز، مهدي كروبي ساعت 15 با جمعي از اطرافيانش وارد نمايشگاه مطبوعات در شبستان مصلي تهران شد و شعارهاي "درود بر كروبي"، "كروبي زنده باد موسوي پاينده باد"، "يا حسين ميرحسين" از سوي برخي هوادارانش همراهي شد.
با اين حال، وي هنوز يكسوم از مسير نمايشگاه را بيشتر طي نكرده بود كه با رسيدن به بخش روزنامهها و خبرگزاريها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زياد ديگري از بازديدكنندگان نمايشگاه مواجه شد.
اين جمعيت با سردادن شعارهاي ديگري مانند "منافق برو بيرون"، "حروم خور برو بيرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغيير مسير كروبي شدند و وي را تا بيرون از نمايشگاه با همين شعارها همراهي كردند، به طوري كه كروبي بيش از 15 دقيقه نتوانست در نمايشگاه بماند.




(عكس از علي مختاري)
تعدادي از افرادي كه در حمايت از كروبي شعار ميدادند به برخي غرفهها صدمه زدند.
در بيرون از محوطه نمايشگاه محافظان كروبي اقدام به تيراندازي هوايي كردند و از شوكر براي پراكنده كردن مخالفان وي استفاده كردند.
پس از اخراج كروبي از نمايشگاه، تعدادي از افراد با حركت به سمت طبقه فوقاني نمايشگاه شعارهايي سردادند اما پس از آنكه به سمت طبقه پايين حركت كردند، تعدادي از بازديدكنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر منافق"، بسيجي واقعي نورعلي شوشتري"، "مرگ بر ضد ولايت فقيه" ادامه پروژه اغتشاش در نمايشگاه را ناكام گذاشتند.
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1388/08/01 ساعت 17:43 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروههائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همهى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»

رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحهى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرىهاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.»
ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخستوزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»
و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلىشان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مىآيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مىآيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئلهى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.»
در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.
در بخش سوم اين گزارش به بررسي مواضع انجمن حجتيه و سازمان مجاهدين انقلاب پرداخته شده است:
4) انجمن حجتیه؛ حکایت مقدس نمایان بی شعور
انجمن حجتیه در سال 1336 توسط شيخ محمود ذاکرزاده تولائی معروف به حلبی تاسیس شد. حلبی از واعظان معروف آن زمان در شهر مشهد بود که به دنبال ماجرای دولت مصدق و پس از شکست در انتخابات مجلس از سیاست کناره گیری کرد و با مهاجرت به تهران انجمن را بنیان گذاشت. انجمن هدف اصلی خود را مقابله با بهائیت می دانست و اعضای خود را از ورود در سیاست منع می کرد. در تبصره دوم اساسنامه انجمن آمده بود: «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينههاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت.»(20)
در آغاز امام نه تنها اجازه دادند اعضای انجمن از وجوهات برای پیشبرد فعالیت های خود بهره ببرند، بلکه آیت الله خزعلی را نیز به عنوان نماینده خود در انجمن معرفی کردند. برخی مراجع نیز در این برهه به حمایت و تقدیر از فعالیت های انجمن در مواجهه با خطر نشر بهائیت پرداختند.
با اوج گیری نهضت اما کم کم واقعیت چهره های انجمنی ها مشخص شد. حجتیه ای ها در مبارزات نیز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائیت کمکی به انقلابیون نکردند بلکه با سخنرانی های متعدد، حرکت امام را محکوم نمودند. در این دوره در زمانی که سه وزیر کشور بهایی هستند و مسئولیت های متععدی در اختیار بهائیان است، شاه با استقبال کامل فعالیت انجمن را همراهی می کند و با تائیدات مکرر ادامه حرکت را تضمین می نماید. در اینجاست که همکاری صمیمانه تر با ساواک شروع می شود. در واقع شاه تعادلی میان حضور بهائیان و فعالیت های انجمن ایجاد می کند که همواره بهانه ای برای مبارزه در دست انجمنی ها باشد و متعاقب آن نوعی تفرقه در بدنه مذهبی جامعه ایجاد شود.
با پیروزی انقلاب حلبی حتی صریحا نسبت به امام موضع گرفت و به حرکت انقلابیون اعتراض کرد. او در مورد امام تصریح کرد:«يك خودكاري در دستش گرفته و يك اعلاميهاي نوشته، ميخواهد آمريكا را شكست بدهد.»(21)
با مشخص تر شدن رویکرد کسانی که امام بعدها آنان را مقدس نمایان بی شعور و ولایتی های بی ولایت لقب داد، کم کم ایشان از آیت ا... خزعلی خواستند تا به حضورش با عنوان نماینده در انجمن پایان دهد. آیت الله خزعلی در این خصوص می گوید:«نظر به سازماندهي و گستردگي انجمن حجتيه، امام به من فرمودند كه بر اين گروه نظارت كنم و به ايشان گزارش نمايم. از ايشان درخواست كردم تا حكم كتبي به من بدهند.ايشان گفتند: نيازي به اين مسأله نيست. ولي به علت سوءاستفادههاي بعضي افراد انجمن آن هم در حد فردي نه خود انجمن، اينگونه براي ديگران مطرح ميكردند كه بودن اينجانب در انجمن دليل بر تأييد امام بر كل انجمن است. امام هم از 12 رمضان 60 اين نظارت را از من گرفتند.»(23)
با پیروزی انقلاب انجمن در چرخشی تعجب بر انگیز از شهیدان خود سخن گفت و خود را به اصطلاح کاتولیک تر از پاپ جلوه داد. اوج نفاق و دورویی انجمنی ها در این دوره به نمایش گذاشته شد.
حلبی که روزی در تماس با آقای شریعتمداری می گفت باید در تقوای امام شک کرد در این دوره مدافع انقلاب شد و چنان سخن گفت که انگار سالیان دراز است همراه با امام بوده!(24)
اگرچه انجمنی ها خود را از موالیان حضرت حجت و حامیان واقعی انقلاب جلوه می دادند، اما همچنان انحراف های ایدئولوژیک در عمق بینش آنها وجود داشت. انحراف هایی که با واکنش جدی تر امام مواجه شد:««یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاریدکه معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه میآید؟ حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.»(25)
به دنبال این قبیل مواضع، انجمن با چهره ای حق به جانب طی بیانیه ای پرمعنا و کنایه دار تعطیلی خویش را اعلام کرد. در این بیانیه با اشاره به سخنان امام آمده بود:«در پی این فرمایش شایع شد که طرف خطاب امر مبارک این انجمن است. اگر چه به هیچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی یابیم و در ایام گذشته به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام علیه السلام این خدمات دینی و فرهنگی را تأئید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظم له به تعطیلی انجمن نماید در دست نبود. معذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نگشت؛ لیکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت های محترمه موثقه و بنا به قرائن کافیه محرز شد که مخاطب امر معظم له این انجمن می باشد. لذا موضوع توسط مسئولین انجمن به عرض موسس معظم و استاد مکرم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید. فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه ها و برنامه ها باید تعطیل شود...»
این بیانیه همچنین می افزود:«براساس عقيده دينى و تكليف شرعى خود، تبعيت از مقام معظم رهبرى و مرجعيت و حفظ وحدت و يكپارچگى امت و رعايت مصالح عاليه مملكت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاههاى تبليغاتى بيگانه و دفع غرضورزى دشمنان اسلام... اعلام مىداريم كه از اين تاريخ، تمامى جلسات انجمن تعطيل مىباشد و هيچ كس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن كوچكترين فعاليتى كند.»(26) البته امام نیز با بیان اینکه انجمن تعطیل شده است و نه منحل آن روز این حرکت را بی فایده خواند.(27)
امام بعدها نیز در منشور روحانیت به صراحت در مورد انجمنی ها سخن به میان آوردند. ایشان فرمودند:«دسته ای دیگر از روحانی نمایانی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار می ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است؛ امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت بر ایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لا مذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن ها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه ای به دست دشمنان کار آسانی نیست. با این که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می شود، فورا باندها فریاد می زنند که چه نشسته اید جمهوری اسلامی می خواهد آبروی روحانیت را ببرد.»(28)
امام در جایی خطاب به ناطق نوری، وزیر کشور و علی اکبر پرورش، وزير آموزش و پرورش، نظر خود را نسبت به انجمن چنين ابراز می کنند:«به آنها پست کليدی ندهيد. خطرناکند. وقتی آمدند بين شما تفرقه ايجاد می کننند، تشتت ايجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار ديگری دارند. دنبال مسئله ديگری هستند. اينها با شاه همکاری می کردند. برايشان مسئله دين مطرح نبوده است.»(29)
ایشان همچنین در جواب آقای امامی کاشانی در جایی می فرمایند:« آنها را من تائید نمی کنم، آنها از نظر بینشی انحراف دارند و اینها معتقدند که در زمان غیبت امام زمان نمی شود تشکیل حکومت داد و ادامه می دهند که انجمن قابل اصلاح نیست.»(30)
و به این ترتیب مدارای امام با حجتیه ای ها هم به پایان رسید. مواجهه امام با انجمنی ها از آنجا بود که آنان از انقلاب و جنگ و مبارزه دم می زدند اما در پوشش این همه ادعا نوعی سکولاریسم را ترویج می کردند. انحراف فکری از خط انقلاب عمده ترین دلیل حذف انجمنی ها بود.
5) سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجموعه ای است که توسط 7 گروه انقلابی در تاریخ 16/1/1358تاسیس شد. در این مجموعه آقای راستی کاشانی نماینده امام(ره) در سازمان بود تا جهت دهی سازمان از راه صحیح منحرف نشود و بین اعضاء نیز اختلافی پیش نیاید. در آغاز فعالیت امام نقطه نظرات خود را به اعضای سازمان انعکاس می دادند و بعضا حتی در خصوص نوع عضوگیری نیز رهنمودهایی ارائه می دادند.
با گذشت زمان اختلاف هایی بین طیف چپ سازمان یعنی طیف بهزاد نبوی با نماینده امام پیش آمد و این طیف به مقابله با نماینده امام برخواستند. چندی بعد طیف چپ سازمان به خاطر اختلاف با آقای راستی از سازمان کناره گیری کرد. بعدها به خاطر شرایط کشور و خارج شدن نظامیان از گروه های سیاسی، سازمان به صورت نیمه تعطیل در آمد و در نهایت در سال 65 با درخواست آقای راستی، حضرت امام(ره) با انحلال سازمان موافقت فرمودند. بعدها همان طیف چپ سازمان که با نماینده امام سر ناسازگاری گذاشته بودند، سازمان مجاهدین جدید را تشکیل دادند. طیف چپ سازمان قدیم که داعیه دار سازمان جدید شدند، در درون انقلاب باقی ماندند تا آنکه در سال های بعد اختلاف بین خط امامی ها و آنها بالا گرفت.
در حالی که امام راحل تاکید کرده بودند:«اگر آنان (فرزندان انقلابيم) جذب حضرات آقايان جامعه مدرسين نشوند در آينده گرفتار كساني خواهند شد كه مروج اسلام آمريكائيند.» و افزوده بودند:«من، جامعه ي مدرسين را مغز متفكر و چشم بينا و وجدان سالم و حساسي براي دستگاه اداره كننده ي كشور مي دانم و معتقدم اگر ما براي حوزه ي علميه به عنوان قاعده ي اصلي و اساسي در انقلاب و جمهوري اسلامي،نقش و ارزش قايل هستيم-كه البته قايليم-ناگزيريم براي جامعه ي مدرسين با آن سوابق و تاريخ درخشان و علم و تقوا و استعداد بالا و مايه هاي قوي فقاهتي، نقشي اول را قايل شويم.»
با این وجود سازمان در مقابل جامعه مدرسین هم ایستاد و نه تنها مخالفت کرد، بلکه باب بی حرمتی را نیز گشود. و این همه بعد از ان صورت گرفت که سازمان مجاهدین رسما از اظهارات سخیف آغاجری که دین را افیون توده ها و حکومت ها دانسته بود و تقلید را حرکتی میمون وار لقب داده بود، دفاع کرد و جامعه مدرسین به خاطر عدم مناسب مشی عملی سازمان با اساسنامه و مرامنامه اش آن را نامشروع خواند.
پس از این بود که محمد سلامتي دبير كل سازمان گفت:«ما جامعه مدرسين حوزه علميه قم را به عنوان يك گروه سياسي در جناح رقيب تلقي مي كنيم، نه به عنوان يك مجموعه مذهبي قابل قبول» و محسن آرمين هم اضافه کرد:«ما دين خود را از آقايان نگرفته ايم تا با صدور اطلاعيه بتوانند از ما بگيرند.» در واقع داعیه داران خط امام هر آن گونه که می توانستند به نمایندگان و معتمدان امام حمله کردند.
به واسطه این دست انحرافات بعدها کم کم برخی اعضای سازمان از بدنه آن فاصله گرفتند و با اعلام برائت از این مجموعه، آن را ترک کردند. در یکی از بیانیه ها که در سال 1384 از جانب اعضای سابق سازمان منتشر شد، خطاب به مردم ایران چنین آمده بود:«عده ای از فرزندان شما در سازمان مجاهدین انقلاب، سنگینی وظیفه خطیر روشنگری و تنویر افكار جامعه را بردوش خود احساس كرده و ضمن اعلان انشعاب از سازمان مذكور هم قسم شده اند در این مقطع حساس بدون هیچ ملاحظه ای حقایقی را از پشت پرده سیاست با شما بازگویند تا در پیشگاه مردم و نسل های آینده شرمسار نباشند كه یقینا مقدمه شرمساری در پیشگاه خدا خواهد بود.»
در این بیانیه صریح و تحلیلی به روند شکل گیری سازمان و انحطاط آن پرداخته شده بود و از جهت گیری های نادرست و ناصواب آن سخن به میان آمده بود. نویسندگان بیانیه تصریح داشتند:«ما - انشعابیون از سازمان مجاهدین انقلاب- بار دیگر تاكید می كنیم كه به علت دگردیسی رهبران سازمان و آلوده شدن ایشان به بازی های قدرت و ثروت دیگر سنخیتی با ایشان در خود ندیده و قصد داریم به زودی با تشكیل گروهی جدید تحت عنوان "مجمع مجاهدین انقلاب اسلامی" اعلام موجودیت نمايیم.»
در ادامه نیز آورده بود:«از شما مردم فهیم مخصوصا قشر آگاه دانشجو و دانشگاهی می خواهیم ما را در این امر مهم یاری نمائید تا مانند گذشتگانمان (طیف راست و چپ سازمان) از مسیر درست جدا نیفتاده و به چرب و شیرین دنیا آلوده نشویم و در پیشگاه امام(ره) و شهدا سرافكنده نگردیم.»(31)
یکی دیگر از اعضای سازمان مجاهدین نیز طی نامه ای پرده از روند استحاله و انحطاط سازمان برداشته بود و عدم ادامه حضور خود را اعلام کرده بود. در نامه او این گونه آمده است:«راستش مثل آدمی می مانم که همه گذشته اش به یکباره پودر و دود شده و به هوا رفته است. به عنوان یک بسیجی پنجاه و هشتی و به عنوان یک آدم در شرف میانسالی که عمر نوجوانی و جوانی اش را به پای جمهوری اسلامی ریخته است و همه عمر با امام و شهدا مانوس بوده و از سال 68 به بعد آرمان های زندگی اش را به دست عده ای قدرت طلب خودکامه بر باد داده است و به خیال خود با حضور در سازمان در کنار افرادی قرار گرفته که با او درد مشترک دارند ، امروز آرمان های خود را به نوعی دیگر مخدوش و منکوب دیده ام و این برایم بسیار و بسیار سخت و غیر قابل تحمل بود.»
او همچنین ادامه داده بود:«اگر سازمان هم مثل مشارکت برای جلب نظر چند جوجه روشنفکر به این نتیجه رسیده که باید در برخی امور تجدید نظر کند، عیبی ندارد ولی هزینه اش از دست دادن چند عضو جوجه متحجر مثل حقیر است. صراحتا" بگویم امام بزرگترین خط قرمز زندگی ام بوده است.»
او همچنین به خدشه دار شدن آرمان هایش در این حزب و احساس حقارت از این بابت اشاره کرده بود و افزوده بود:«امروز با تمام وجود این حقارت را حس کردم... نوشتن این سطور فقط از باب درد دل بود و اینکه اگر مرا عجالتا" در سازمان ندیدید گله مند نشويد.»(32)
کار سازمان اما به مواجهه با جامعه مدرسین و دفاع بی چون و چرا از سخنان وقیحانه آغاجری نیز ختم نشد. بعدها خبری منتشر شد که خبر از شالوده شکنی های جدید می داد. خبر از این قرار بود:«موارد مربوط به ولایت و امامت از مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب حذف شد.» اگر چه جهت گیری های سازمان مجاهدین انقلاب طی این سال ها خود گواه فاصله گرفتن این سازمان از خط ولایت و امامت بود، اما هیچ کس گمان نمی کرد این این فاصله به تقابلی علنی بینجامد و سازمان ناگذیر شود موارد مبنایی مرامنامه خویش را برای ادامه حیات سیاسی حذف کند.
اصلاح اساسنامه و مرامنامه سازمان از آن رو مطرح شد که به اعتقاد برخی صاحب نظران این تغییر و اصلاح نه امری متعارف که از باب گشوده شدن درهای سازمان برای برخی گروهک ها بود. در کنگره سالیانه سازمان قبل از آنکه سخنی در این باب به میان بیاید، بهزاد نبوی نسبت به برخی واکنش ها به این تحولات اظهار نگرانی کرده بود. او گفته بود:«در اين جلسه بچه مسلمونهاي آگاه مملکت حضور دارند بنابراين تقاضا دارم به دليل اهميت مرامنامه سازمان ، امروز نسبت به تصویب مرامنامه راي مخالف بدهيد تا کار کارشناسي بيشتري روي آن شود.»
در سال قبل از آن مقرر شده بود پیش نویس مرامنامه جدید برای تصویب در کنگره امسال آمده شود. برخی اعضا بر این باور بودند که امکان ادامه فعالیت با این مرامنامه وجود ندارد و از سوی دیگر اصلاحات مورد نیاز اساسی است و نگارش مجدد مرامنامه مورد نیاز است.
بهزاد نبوی در آن جلسه با توجه به تعهد شورای مرکزی مبنی بر آماده کردن پیش نویس گفته بود:«هنوز روي حذف و اضافه کلماتي مانند نبوت و امامت و ولايت در مرامنامه تصميم گيري نکرده ايم اما از قم تماس گرفتند و گفتند تمام مشروعيت اين سازمان روي هوا رفته است!»
اظهارات درون سازمانی این چنینی هیچ گاه تکذیب نشدند و عملا این سکوت به معنای تایید وجود برخی حرف و حدیث ها در خصوص اصلاحات بنیادی در جهت گیری سازمان بود. یعنی در واقع آنچه تا کنون مخفی و غیر علنی بود، به صورت علنی تر و شفاف تر طرح شد.
پس از انتشار این خبر اگر چه آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین حذف "امامت" از اساسنامه را تکذیب کرد، اما در واکنشی معنا دار ترجیح داد نسبت به حذف "ولایت" سکوت اختیار کند. در عین حال روزنامه کارگزاران نیز به نوعی ماهیت اصلی خبر را تایید کرد. این روزنامه در شماره روز شنبه خود تصریح کرد:«اصلاحات مورد بحث مرامنامه این سازمان، در مرحله بحثهای مقدماتی است و احتمالا در كنگره سال آینده مجاهدین انقلاب بررسی خواهد شد.»
ارزیابی ها از تغییرات احتمالی در مرامنامه سازمان این بود که هدف اصلی زمینه سازی برای باز کردن درب های سازمان به روی برخی گروهک ها و مجموعه های مطرود نظام از یک سو و اتخاذ مواضعی رادیکال تر در آینده از سویی دیگر است. سازمان مجاهدینی ها در انتخابات مجلس هشتم توانستند اعتماد از بین رفته بین خود و خاتمی را باز ستانند و به این ترتیب در انتخابات ریاست جمهوری دهم با بدنه اصلاحات برای ساختارشکنی متحد شوند و آنها را به سمت و سوی مواضع رادیکال سوق دهند. آخرین فعالیت های سازمان در حالی است که می توان آن را ماجرای آن را نیز به واسطه اعترافات مطرح شده و مواجهه با نظام و خط امام پایان یافته تلقی کرد.
گزارش هاي مرتبط:
امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/2جبهه ملی؛ از مدارا تا ارتداد/ نهضت آزادی؛ از مدارا تا عدم رسمیت
امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/1- شما منافقینی را که توطئهاتان بر ضد ملت ثابت شد، سرکوب خواهیم کرد
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1388/06/25 ساعت 13:56 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی
که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروههائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همهى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»
رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحهى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرىهاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.»
ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخستوزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»
و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلىشان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مىآيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مىآيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئلهى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.»
در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.
در بخش قبل به گروهک منافقین پرداخته شد و در این بخش، جبهه ملی و نهضت آزادی مورد بررسی قرار میگیرد:
2)جبهه ملی از مدارا تا اعلام ارتداد
اگرچه شکل گیری جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق به سال 1328 و قبل از انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی برمی گردد، اما فراز و نشیب های زیادی بر سر راه این جبهه وجود داشته تا آنجا که برخی بازه فعالیت آن به چهار دوره تقسیم می کنند؛ چهار دوره ای که با معلق شدن نسبتا کامل فعالیت های جبهه ملی و احیای دوباره آن از هم تفکیک می شود. بازه فعالیت جبهه ملی چهارم از سال 1356 آغاز می شود و تا برخورد قاطع امام با آنها ادامه می یابد.
با شکل گیری مقدمات نهضت، جبهه ملی نیز که گاها مواضع تندی علیه شاه و سلطنت داشت، درصدد برقراری ارتباط با انقلابیون برآمد. رهبران جبهه ملی خواهان مواجهه با اصل سلطنت شاه نبودند، بلکه هدف خود مقابله با استبداد البته در چارچوب ساختار حاکم معرفی می کردند. این رویکرد تا ملاقات کریم سنجابی با امام در پاریس در آبان ماه 57 ادامه یافت. بعد از این ملاقات جبهه ملی با صدور بیانیه ای سه ماده ای نظام پادشاهی را غیرقانونی اعلام کرد. در این بازه زمانی البته امام از اینکه راه جبهه ملی با انقلابیون متفاوت است سخنان به میان آوردند و تاکید کردند:«اینجانب نمی توانم از جبهه ای ها و نه از بزرگشان اسمی ببرم و ترویجی بکنم؛ راه آنها با ما مختلف است.»(9)
با اوج گیری نهضت، مواضع جبهه ملی در مواجهه با اسلام مکتبی و فقاهتی کم کم آشکارتر شد. با این همه امام می کوشید تا با مدارا از حذف این جریان جلوگیری کند. امام در تاریخ آذرماه 1357 در پاسخ به این سوال که "آیا جبهه ملی را با کلیه اجزای متشکله اش حفظ خواهید کرد؟"، پاسخ دادند:«هر فرد یا گروه و دسته ای که بتواند خود را با خواسته های نهضت اسلامی موجود در ایران که عموم ملت در آن شرکت دارند، هماهنگ سازد، می تواند در ادامه کار، وظیفه خود را انجام دهد. در غیر این صورت در میان مردم جایی ندارد و ملت ایران هوشیارانه این مسائل را تعقیب می کنند.»(10)
در این بازه زمانی امام هیچ گاه جبهه ملی و فعالیت آنان را نفی یا محکوم نکردند.(11) اما در شرایطی که مقابله جبهه ملی با نهضت آشکارتر شد، امام نیز ناگذیر به اتخاذ مواضع صریح تری شدند و البته در عین اینکه هشدار می دادند، زبان به نصیحت می گشودند:«من متاسفم از این اشخاص که دعوی ملیت می کنند و با اغراض ملت مخالفت می کنند. آنها که با اسم ملیت و با اسم خلق دوستی خنجر به پشت ملت می زنند بیدار بشوند. بدانند که یا سران آنها سرسپرده اجانب هستند و می خواهند مسائل را برگردانند به حال اول، یا بکشند طرف چپ یا بکشند طرف راست. اینها بیدار بشوند؛ ما آنها را نصیحت می کنیم و اگر به نصیحت گوش نکنند، کار دیگر می شود.»(12)
این مدارا ادامه یافت تا آنکه کار به مواجهه جبهه ملی با لایحه قصاص رسید. جبهه ملی که رویکردی لیبرال داشت در مقابل لایحه قصاص که برآمده از قرآن و شریعت بود، ایستاد و مردم را دعوت به راهپیمایی کرد. امام در واکنش به این فعالیت ها که در واقع قیام در مقابل قرآن دانسته می شد، موضع شدیدی گرفتند و "ارتداد" جبهه ملی را اعلام کردند تا این جبهه برای همیشه با حضور مردم در خیابان ها از صحنه سیاسی کشور حذف شود.
امام فرمودند:«من مىخواهم ببينم كه اين راهپيمايى كه امروز اعلام شده است، اساس اين راهپيمايى چه هست. من دو تا اعلاميه از "جبهه ملى"، كه دعوت به راهپيمايى كرده است، ديدم. در يكى از اين دو اعلاميه، جزء انگيزهاى كه براى راهپيمايى قرار دادهاند، لايحه "قصاص" است. يعنى مردم ايران را دعوت كردند كه مقابل لايحه قصاص بايستند. در اعلاميه ديگرى كه منتشر كرده بودند تعبير اين بود كه "لايحه غير انسانى"! ملت مسلمان را دعوت مىكنند كه در مقابل لايحه قصاص راهپيمايى كنند، يعنى چه؟ يعنى در مقابل نص قرآن كريم راهپيمايى كنند! شما را دعوت به قيام و استقامت و راهپيمايى مىكنند در مقابل قرآن كريم. نص قرآن كريم.»
امام همچنین ادامه دادند:«آقايان تمام تكليفها را به جا آوردند و عمل كردند، فقط يك تكليف مانده و آن جمهورى اسلامى را به هم زدن؟! تمام تكليفهايى كه بر ما و شما متوجه است، چه از قشر نويسندگان و روشنفكران و جبههها و نهضتها و سايرين، تمام تكاليف فقط منحصر به اين شده است كه اين جمهورى اسلامى را در خارج از كشورطور ديگرى كه هست نمايش بدهيد، ومردم را دعوت كنيد كه بر خلاف جمهورى اسلامى شورش كنند؟! ديگر همه چيز درست شده است، فقط اين يكى مانده؟! ... من بايد متأسف باشم، من بايد بسيار متأسف باشم، از اينكه غيب نمىدانم! نمىدانستم در چنته اينها چه هست. من بعضى از اينها را مىپذيرفتم؛ به ايشان هم محبت مىكردم؛ ليكن نمىدانستم كه اينها بر ضد قرآن هم قيام مىكنند.»
امام خمینی(ره) به ماجرای عینک زدن به سگ و گردان او به اسم آیت الله هم اشاره کردند:«مسلمانها بنشينند تماشا كنند كه يك گروهى كه از اولش باطل بودند [هر كارى مىخواهند بكنند]- من از آن ريشه هايش مىدانم- يك گروهى كه با اسلام و روحانيت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتى كه مرحوم آيت اللَّه كاشانى ديد كه اينها خلاف دارند مىكنند و صحبت كرد، اينها [اين] كار كردند [كه] يك سگى را نزديك مجلس عينك به آن زدند و اسمش را "آيت اللَّه" گذاشتند! اين در زمان آن بود كه اينها فخر مىكنند به وجود او. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل يكى از علماى تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگى را عينك زدهاند و به اسم "آيت اللَّه" توى خيابانها مىگردانند. من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست؛ اين سيلى خواهد خورد. و طولى نكشيد كه سيلى را خورد. و اگر مانده بود سيلى بر اسلام مىزد. اينها تفالههاى آن جمعيت هستند كه حالا قصاص را، حكم ضرورى اسلام را، "غير انسانى" مىخوانند.»
ایشان تأکید داشتند که با اشاره به کسانی که علیه حکم قرآن ائتلاف کرده اند، فرمودند:«من از اول يك خَلَجانى در ذهنم حاصل مىشد راجع به بعضى اينها؛ لكن صبر كردم. صبر كردم و نصيحت كردم. صبر كردم، و هر وقت اينها آمدند- يعنى هر وقت نه- اما بسيارى اوقات، آنها را به مسائل اسلامى دعوت كردم؛ به عمل به قانون دعوت كردم؛ به حفظ و حراست جمهورى اسلامى دعوت كردم. كم كم آن احساسِ من زياد شد. تا وقتى كه مىبينم آن جناح منافق در ميدان است و تأييد مىكند. تا وقتى كه مىبينم آن جبههاى كه بر ضد اسلام است تأييد مىكند. [براى] من تكليف شرعى است، تا ديگر، تأييد نكنم.»
امام در نهایت تصریح کردند:«اینها مرتدند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله، جبهه ملی هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده ایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اعلامیه ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را غیر انسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می پذیریم.»(13)
3) نهضت آزادی از مدارا تا اعلام عدم رسمیت
اعضای نهضت آزادی که فرزندان معنوی مهندس بازرگان به شمار می آمدند، با دیبرکلی او از سال 1340 فعالیت خود را شروع کردند. بازرگان هم در مواجهه با رژیم سلطنتی به مقابله با اصل رژیم اعتقادی نداشت اما کم کم همراه و همگام با نهضت شد و تا آنجا پیش رفت که مظایفی از جانب امام به او محول شد. بازرگان هم سابقه مقابله جدی با شاه داشت تا آنجا که او و آیت الله طالقانی در دادگاه نظامی محکوم شدند و امام به مناسبت محکومیت این دو پیامی را خطاب به مردم صادر کردند.
امام قبل از ورودشان به ایران طی حکمی بازرگان را موظف به تشکیل هیئتی 5 نفره در مناطق نفتی کردند و بعد از ورود نیز به پیشنهاد شورای انقلاب و با اعتمادی که به مهندس بازرگان داشتند، او را مأمور تشکیل هیئت موقت نمودند. در حکم امام آمده است:«بنا به پيشنهاد شوراى انقلاب، بر حَسَب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراى اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران كه طى اجتماعات عظيم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادى كه به ايمان راسخ شما به مكتب مقدس اسلام و اطلاعى كه از سوابقتان در مبارزات اسلامى و ملى دارم، جنابعالى را بدون در نظر گرفتن روابط حزبى و بستگى به گروهى خاص، مأمور تشكيل دولت موقت مىنمايم تا ترتيب اداره امور مملكت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آراى عمومى ملت درباره تغيير نظام سياسى كشور به جمهورى اسلامى و تشكيل مجلس مؤسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسى نظام جديد و انتخاب مجلس نمايندگان ملت بر طبق قانون اساسى جديد را بدهيد.»(14)
با این همه کم کم راه نهضت آزادی و بازرگان هم از انقلاب جدا می شود. بعد از تسخیر لانه جاسوسی و انتشار اسنادی که وابستگی دولت موقت را هم نشان می داد، بازرگان استفا داد تا نوبت به ریاست جمهوری بنی صدر برسد. امام در وقایعی که منجر به اعلام ارتداد جبهه ملی شد، نهضت آزادی را هم نصیحت کردند و از آنها با عنوان "نماز شب خوان" یاد کردند؛ تعبیری که نشان از مدارای امام داشت؛ مدارا با کسانی که کارنامه چندان روشنی در سال های بعد از انقلاب نداشتند. ایشان فرمودند:«آيا "نهضت آزادى" هم قبول دارد آن حرفى را كه "جبهه ملى" مىگويد؟ آنها هم قبول دارند كه اين حكم- حكم قصاص- كه در قرآن كريم و ضرورى بين همه مسلمين است، "غير انسانى" است؟ آيا اين نماز شب خوانها اين را قبول دارند يا نه؟ شك ندارم كه قبول ندارند. خوب، اعلام كنيد. چرا ساكت نشستهايد. مگرنهى از منكر فقط بايد من را نهى كنيد؟»
امام از نهضت آزادی را جمعیتی متدین لقب دادند و زا آنها خواستند تا همان روز در راديو اعلام كنند که اعلاميه جبهه ملى را قبول ندارند. ایشان فرمودند:«اما ما چه بكنيم؟ من كه مىگويم بايد از دست اين دوستان يك فكرى بكنيم.... من نمىخواهم اينها به آن طورى كه خودشان را رساندند برسانند. من نمىخواستم كه وضع اينطور بشود. من نمىخواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهورى اسلاميشان هست اينطور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها. من نمىخواستم كه شما ائتلاف بكنيد با منافقينى كه بر ضد اسلاماند، و "شناخت" شان منتشر است. ولى چه بكنم، خوب، شما گوش نكرديد به نصيحت. الآن هم من نصيحت مىكنم، اين "جمعيت متدين نهضت آزادى" را، و آقاى رئيس جمهور را، الآن هم من نصيحت مىكنم كه آقا شماها دست برداريد از اين سنگ اندازى جلوى چرخ اسلام، دست برداريد از اين تضعيف مجلس و تضعيف روحانيت و تضعيف ملت و تضعيف روحيه ملت و تضعيف روحيه ارتش.»(15)
با اعلام عدم کفایت بنی صدر فضای کشور متأثر از آشوب های خیابانی طرح ریزی شده توسط منافقین و ترورها و انفجارها شد. در این فضا نیز امام به نصبحت نهضت آزادی پرداختند و از آنها خواستند تا راه خود را از آشوبگران جدا کنند. امام فرمودند:«من حالا هم باز به اين افرادى كه خيلى منحرف نيستند، من به اينها باز نصيحت مىكنم كه شما بياييد و حسابتان را از اين منافقين كه قيام بر ضد اسلام كردند حسابتان را جدا كنيد.»
امام ادامه دادند:«شما ديديد كه آقاى بنى صدر حسابش را جدا نكرده، خدا مىداند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا، اينها تو را تباه مىكنند. اين گرگهايى كه دور تو جمع شده اندو به هيچ چيز عقيده ندارند، تو را از بين مىبرند، گوش نكرد، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند، اينها مردم كذا هستند؛ يعنى، آنهايى كه دور و بر او هستند. خوب من مىدانستم كه اينجور نيستند.»
امام با اشاره به تحرکات منافقین افزودند:« آن روزى كه اينها پيروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهيد شد، شما را پل قرار دادهاند براى پيروزى، وقتى كه رفتند اين پل را عقب خودشان خراب مىكنند، آنها مزاحم نمىخواهند. من باز هم عرض مىكنم به آقايان كه ماه مبارك رمضان است و درهاى رحمت خداى تبارك و تعالى به روى همه گناهكاران باز است و شما تا دير نشده است در اين ماه رمضان خودتان را اصلاح كنيد. ما همه بايد خودمان را اصلاح كنيم؛ ما هيچ كداممان يك آدم حسابى نيستيم. پناه به خدا بايد ببريم و خودمان را اصلاح كنيم و با اين جريانى كه خروشان و درياى مواج آدمهاى متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جريان بگذاريم. جريان مخالف سيل، انسان را خرد مىكند، جريان مخالف موجهاى شكننده دريا، انسان را از بين مىبرد.»(16)
این همه مدارا باز راه به جایی نبرد تا آنکه امام در نهایت در پاسخ نامه سید علی اکبر محتشمی پور که آن زمان وزارت کشور را عهده دار بود رسما عدم رسمیت نهضت آزادی را برای همیشه اعلام کردند. در نامه محتشمی پور آمده بود:«نهضت آزادى پس از استعفا و بركنارى دولت موقت پيوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، و حتى قوه قضاييه و مغشوش كردن اذهان بوده است. مسئولين نهضت با سمپاشيهاى خود نسبت به سياستهاى دولت، دفاع مقدس و جنگ، مسئله برائت از مشركين و فاجعه خونين مكه مكرمه، جهاد مالى و تصميمات شورايعالى پشتيبانى جنگ و بالاخره فرمايشات اخير حضرت امام- روحى فداه- راجع به حكومت و ولايت مطلقه، در جهت مبارزه و تضعيف نظام جمهورى اسلامى گام برداشتهاند.»
در این نامه با اشاره به نزدیکی ایام انتخابات مجلس به سخنانی از دکتر یزدی اشاره شده بود که در آن ابراهیم یزدی به صراحت از عزم نهضت آزادی برای مقابله با آنچه تحمیل فتوا بر مردم می خواند سخن به میان آورده بود. یزدی گفته بود:«... برگزارى انتخابات مستلزم وجود جامعه باز است، اگر رفتيم واقعاً مفيد خواهيم بود و نخواهيم گذاشت اين فتاوى را به زور بر مردم تحميل كنند، شخصى كه از طرف نهضت به مجلس برود مسلماً از اين توپ و تشرها جا نخواهد زد، اگر قرار باشد مملكت را با "فتوا" اداره كنند، بنده پيشنهاد مىكنم كه، مجلس را ببندند و خوابگاه دانشجويان كنند»
جنگ و دفاع مقدس و نیز حکومت و ولایت مطلقه از دیگر موضوعاتی بود که نقل قول هایی از نهضت آزادی ها راجع به آنها در نامه محتشمی پور درج شده بود. محتشمی پور آورده بود:«نهضت آزادى راجع به "حكومت و ولايت مطلقه" اطلاعيهاى منتشر كرده كه در آن آمده است: اين چه فرمانى است و چه انقلابى در ايران و اسلام، كه حكومت را در موضع بالاتر از فرستاده خدا قرار داده به او اختيار مىدهد بر خلاف نصّ صريح و شاورهم فى الامر و بدون مشورت با امت تصميم گيرى در مصالح دولت و امور ملت نمايد ... الخ.»
نویسنده نامه با برشمردن مواردی از این دست از امام خواسته بود در خصوص دو سؤال ارشادات لازم را داشته باشند. این دو سؤال عبارت بودند از:«1- آيا نهضت آزادى با چنين عقايد و تفكراتى مىتواند به عنوان يك سازمان حزب و تشكيلات سياسى در جمهورى اسلامى به رسميت شناخته شود؟ 2- در حاليكه ماده سى، قانون انتخابات از جمله شرايط تأييد صلاحيت داوطلبان نمايندگى مجلس شوراى اسلامى را:الف) اعتقاد و التزام عملى به اسلام. ب) اعتقاد و التزام عملى به نظام جمهورى اسلامى ايران. مىداند. آيا نهضت آزادى صلاحيت دارد كه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى شركت نموده و نمايندهاى در مجلس داشته باشد؟»(17)
و امام در پاسخ نوشتند:«بسم اللَّه الرحمن الرحيم. جناب حجت الاسلام آقاى محتشمى، وزير محترم كشور- ايّده اللَّه تعالى. در موضوع نهضت به اصطلاح آزادى مسائل فراوانى است كه بررسى آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالًا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همينطور عملكرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت مىدهد كه نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به امريكا است، و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاى جهانخوار را، كه هرچه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاى تحت سلطه او دارند از ستمكارى اوست، بهتر از شوروى ملحد مىدانند. و اين از اشتباهات آنها است. در هر صورت، به حسب اين پروندههاى قطور و نيز ملاقاتهاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت امريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداى متعال عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند ملتهاى مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مىزدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مىخورد كه قرنها سر بلند نمىكرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانونگذارى يا قضايى را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاى جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاى ديگر، حتى منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است.»
امام همچنین در پاسخ خود آورده بودند:«نهضت آزادى و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند. از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آنها كه منتشر كردهاند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى اميرالمؤمنين را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را - نعوذباللَّه- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آنكه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.»
و نتیجه گرفته بودند:«نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بىاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مىگردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند. والسلام على من اتبع الهدى.»(18)
امام بعدها نیز از میدان دادن به بازرگان و لیبرال ها ابراز پشیمانی کردند و فرمودند:«من امروز بعد از ده سال از پيروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مىكنم كه بعض تصميمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه كشور به گروهى كه عقيده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشتهاند، اشتباهى بوده است كه تلخى آثار آن به راحتى از ميان نمىرود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روى كار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم كه آنان به چيزى كمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حركت به سوى امريكاى جهانخوار قناعت نمىكنند، در حالى كه در كارهاى ديگر نيز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. امروز هيچ تأسفى نمىخوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اول هم نبودهاند. انقلاب به هيچ گروهى بدهكارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به گروهها و ليبرالها مىخوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براى پذيرفتن همه كسانى كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قيمت طلبكارى آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر امريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضدانقلابيون حكم خدا را جارى مىكنيد؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى دادهايد؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال كردهايم و صدها چراى ديگر.»
امام در ادامه سخنانی را برای همیشه تاریخ بیان کردند:«نكته مهم در اين رابطه اينكه نبايد تحت تأثير ترحمهاى بيجا و بيمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفين و متخلفين نظام، به گونهاى تبليغ كنيم كه احكام خدا و حدود الهى زير سئوال بروند. من بعض از اين موارد را نه تنها به سود كشور نمىدانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره مىبرند، من به آنهايى كه دستشان به راديو- تلويزيون و مطبوعات مىرسد و چه بسا حرفهاى ديگران را مىزنند صريحاً اعلام مىكنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرالها بيفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بىپناه را از بين ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم كرد، تا من هستم دست ايادى امريكا و شوروى را در تمام زمينهها كوتاه مىكنم و اطمينان كامل دارم كه تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند كه علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگى خود امسال نيز در راهپيمايى 22 بهمن حقيقت آمادگى كامل خويش را به جهانيان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده كردند كه تا كجا حاضر به فداكارىاند. من در اينجا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مىدانم كه زبان به وصف و تقدير از آنان بگشايم.»(19)
ادامه دارد...
پايگاه و اطلاع رساني رجا نيوز
فايل مرتبط:
امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/1- شما منافقینی را که توطئهاتان بر ضد ملت ثابت شد، سرکوب خواهیم کرد
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1388/06/24 ساعت 21:56 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
بسمه تعالی
شما منافقینی را که توطئهاتان بر ضد ملت ثابت شد، سرکوب خواهیم کرد
گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی
که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروههائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همهى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»
رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحهى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرىهاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.»
ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخستوزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»
و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلىشان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مىآيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مىآيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئلهى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.»
در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.
الف) گروهک ها و احزاب
1) سازمان مجاهدین خلق ایران
سازمان مجاهدین خلق جمعی از مسلمانان را شامل می شد که از سال 1344 توسط سه تن از اعضای نهضت آزادی ایران تاسیس شده و فعالیت سیاسی خود را با مواجهه مسلحانه با رژیم شاه آغاز کرده بودند. اعضای مجاهدین خلق برخلاف نهضت آزادی و جریانات گردآمده در جبهه ملی معتقد بودند با کوتاه آمدن در مقابل شاه و حفظ ظرف در عین نقد محتوا راه به جایی نخواهند برد. از همین رو بود که تفسیر رادیکالی از اسلام را برگزیدند و تشکیلات خود را راه اندازی کردند. شعار "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" در برخی ادوار فعالیت این سازمان زینت بخش نشریات و روزنامه های وابسته بدان بود. این سازمان بر سه اصل "مبارزه مسلحانه"، "ضرورت تشکیلات" و "مکتبی یا ایدئولوژیک بودن مبارزه" تاکید داشت.
مجاهدین خلق با اوج گیری نهضت همگام با انقلابیون به مبارزه پرداخت اما بعد از پیروزی انقلاب بود که کم کم با خط امام زاویه پیدا کرد. زاویه از آنجا آغاز شد که سازمان مجاهدین خلق حاضر به پذیرش ولایت نشد. همان روزهای نخست که بحث بر سر اصل ولایت فقیه شکل گرفت، سازمان به مخالفت پرداخت و این چنین بود که کم کم تفاوت رویکردها علنی شد. در عین حال رویکرد مارکسیستی سازمان نیز بر اختلاف نظرها می افزود.
سازمان مجاهدین می کوشید تا از جایگاه آیت الله طالقانی به نفع خود بهره ببرد و از این راه تداوم مشروعیت خود را افاده نماید. سنگر گرفتن پشت آیت الله طالقانی تا آنجا پیش رفت که ناآرامی هایی را هم موجب شد؛ ناآرامی هایی که واکنش صریح امام و هشدار ایشان را به دنبال داشت. سازمان مجاهدین می کوشید بین آیت الله طالقانی و روحانیون شکاف ایجاد کند و البته مواردی نظیر دستگیری دو تن از فرزندان آیت الله طالقانی نیز اجرای این پروژه را سرعت می بخشید.
امام از سازمان مجاهدینی ها می خواست که در بحث و گفتگوی آزاد با انقلابیون فاصله های ایدئولوژیک را از میان بردارند. حال آنکه سازمان مایل به گفتگو هم نبود و تنها به توطئه می اندیشید. امام خمینی(ره):«آزادی آراء در اسلام از اول بوده است؛ در زمان ائمه ما (علیهم السلام) بلکه در زمان خود پیغمبر آزاد بود. حرفهایشان را می زدند. ما حجت داریم. کسی که حجت دارد از آزادی بیان نمی ترسد؛ لکن توطئه را اجازه نمی دهیم. اینها حرف ندارند، توطئه می کنند. ما آنها را دعوت کردیم، کسانی را وادار کردیم که دعوت کنند که اگر حرفی دارید بیایید در تلویزیون بگویید؛ مباحثه می کنیم با هم. تا حالا حاضر نشدند.»(1)
اوضاع و احوال جریانات بعد از انتخابات دهم شاید بیشتر قرابت را با سازمان مجاهدینی ها داشته باشد. کسانی که در انتخابات دهم به بهانه تشکیک در نتایج انتخابات بلوا درست کردند با وجود اعلام آمادگی حسین شریعتمداری و غلامعلی حدادعادل برای مناظره هیچ گاه به صحنه گفتگو نیامدند و دلیل و سند درست نیز برای مدعای خود نتوانستند ارائه کنند.
تحریک آیت الله طالقانی و دستاویز قرار دادن او برای رسیدن به مطلوب پروژه دیگری بود که در عین بی اعتقادی به او در آن زمان کلید خورد. مجاهدینی ها طالقانی را قبول نداشتند، اما او را برای رسیدن به قدرت می خواستند. چنانکه برخی در جریان اصلاحات نیز به کرات اثبات کرده اند که کوچکترین اعتقادی به هاشمی ندارند اما چون منافعشان اقتضا می کند، اجالتا گرد او حلقه می زنند.
امام همان زمان تصریح کردند:«خود آنها با آقای طالقانی مخالفند. هر روزی که دستشان برسد سر او را می برند و سر امثال او را! لکن حالا بهانه دستشان افتاده است که مثلا آقای طالقانی رفته اند بیرون! ای بهانه دستشان افتاده و آن بساط را در مدرسه های ما و در خیابانهای ما اینها درست کردند و برای کمیته ها شروع کردند تبلیغات سوء کردن. اینها یک دسته ای هستند که فردا هم یک چیز دیگر پیش می آورند»(2) در آن زمان آیت الله طالقانی به دنبال دستگیری دو تن از فرزندانش به عنوان اعتراض چند روزی از تهران بیرون رفته بود و این مسئله نیز بهانه ای در دست سازمان مجاهدینی ها بود.
خصوصیت دیگر منافقین در کنار تلاش برای ایجاد تفرقه بین علما و تلاش برای سوء استفاده از شخصیت هایی نظیر آیت الله طالقانی، تفسیر به رأی قرآن کریم و استفاده از مفاهیم دینی برای پیشبرد اهداف سازمان بود. این خصوصت نیز دقیقا با شرایط کنونی مطابقت دارد و تداوم همان بر سر نی بردن قرآن در زمان امیرالمومنین است. کسانی که قرآن ناطق و ولایت را ندیدند و قرآن بر سر نی کردند تا بتوانند در مقابل علی بایستند.
امام در مواجهه با منافقین می فرمود:«اولی الامر امروز دولت ما و ما هستیم. بر شما واجب است به حکم اسلام که تبعیت کنید؛ و به حکم قرآن، به حسب رأی علمی خودتان، به حسب رأی مشایخ خودتان. شما اگر چنانچه مسلم هستید، چرا تبعیت از قرآن نمی کنید؟ چرا به حسب آن طوری که علمای شما استفاده کرده اند از آیه شریفه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"(3) اطاعت نمی کنید؟»(4)
در واقع امام با بیاناتی از این دست ادعای مسلمان بودن و انقلابی بودن منافقین را به چالش کشیدند. امام در ادامه از مدارایی که با سازمان مجاهدین شده است سخن به میان آوردند و تاکید کردند که به دنبال فتنه افکنی های سازمان مجاهدین دیگر مجالی برای مدارا نیست. ایشان به صراحت فرمودند:«ما تا کنون برای اینکه به مردم عالَم بفهمانیم و بفهمند مردم که ما با چه اشخاصی مقابله داریم، ما آزادی دادیم به آنها.» ایشان خطاب به منافقین ادامه دادند:«در عین حالی که به همه مقدسات ما توهین کردید، در عین حالی که با حکومت آن طور رفتار کردید و با اسلام آن طور رفتار کردید در مطبوعاتتان، مع ذلک به شما تعرض نشد. تا آنکه فتنه را دیدیم و فهمیدیم شما فتنه گر هستید، شما منافقینی هستید که می خواهید فتنه بکنید، منافقینی هستید که توطئه کردید بر ضد اسلام، توطئه کردید بر ضد کشور، توطئه کردید بر ضد ملت؛ شما اشخاصی هستید که با سرحدّات و با خارج روابط دارید؛ رفت و آمد شما تحت کنترل است... بعد از اینکه توطئه شما ثابت شد و مردم فهمیدند شما چه اشخاصی هستید، دیگر نمی توانیم اجازه بدهیم آزادانه هر کاری می خواهید بکنید، شما را سرکوب خواهیم کرد!»(5)
مورد دیگری که در مورد سازمان مجاهدین باز با شرایط امروز دقیقا مطابقت دارد ادعای شکنجه و بزرگنمایی پیرامون آن است. بعد از انتخابات دهم به واسطه اغتشاشات تخلف هایی در کهریزک و... صورت گرفت. تخلف هایی که در جای خود باید بررسی شوند و رهبر انقلاب هم بر ضرورت برخورد با عوامل آن تاکید داشتند. اما آنچه رخ داد بزرگنمایی این مقوله برای علم کردن پیراهن عثمانی بود تا کودتای سبز را به سرانجام برساند. گفته بودند اصلاحات خون می خواهد و این روزها فرصت مناسبی بود تا بهره برداری کافی را بکنند و فهرست 72 نفره و 100 نفره منتشر کنند.
اما واکنش امام در مواجهه با ادعای کذب منافقین مبنی بر شکنجه چه بود؟ ایشان در جمع مسئولان دادگاه های انقلاب به جریانی اشاره کردند که اتفاقا قرابت بسیار نزدیکی با ادعاهای آقای کروبی و نتایج بررسيهاي هيئت سهنفره قوهقضائيه دارد. ایشان با اشاره به منافقین که دنبال غوغاسالاری هستند، فرمودند:«آنها هم اهل اين هستند كه داد و قال بكنند و اظهار نگرانى بكنند و اين مسائلى كه مىگوييد، اگر بنا باشد- خداى نخواسته- يك وقت يك جايى يك خلافى واقع بشود، خوب، اين خلاف را آنها دامن مىزنند، تبليغ مىكنند و چه مىكنند، زياد جلوه مىدهند... همين ديشب يا ديروز بود كه يك آقايى به من گفت كه من رفتم منزل فلان شخصيت، وقتى از پيش آن شخص بيرون آمدم، بعضى از اشخاصى كه در دفتر اين آقا بودند گفتند كه شكنجه شده، اگر بخواهيد ببينيد اينجا يكى هست. ايشان گفتند بله من مىخواهم ببينم. ايشان گفتند كه من رفتم ديدم كه يك شخصى روى [بدنش] را باز كرد آنجا، گفت كه اينها با سيگار هست و من را داغ كردند، من را چه كردند و اسم فلان آدم هم با همين سيگار رويش ثبت بود. اسم يكى از مقامات محترم قضايى، اسم او را مىگفت. آن شخص مدعى بود كه اينها را با سيگار اينجورى كردند و من را شكنجه كردند و داغ كردند و آن اسم هم رويش بود؛ يعنى، آن اسم را به قول او با سيگار آنجا نوشته بودند. ايشان گفتند كه من ابتدائاً به نظرم آمد كه خالكوبى كردند. بعد با او صحبت كردم گفتم كه كى شما را گرفت؟ گفت كه يك دستهاى تو بيابان آمدند و يك اتومبيل بود و من را گرفتند و شكنجه كردند و چه گفتند. خوب شناختى آنها را؟ گفت نه، سر و كلهشان را بسته بودند آنها. گفتم كه كجا شما را شكنجه دادند. گفت كه توى همان اتومبيل اين شكنجه را دادند و آنها پاسدار بودند. گفتم خوب، تو كه مىگويى سر و كلهشان بسته بودند، از كجا مىگويى پاسدار بودند، شايد رفقاى خودت بودند. گفت، ماند و نتوانست جواب بدهد. بعد من گفتم كه تو از اين منافقين هستى و اينجا آمدهاى شكايت مىكنى. پاشو برو، والّا من پدرت را درمىآورم؛ پا شد رفت. اينها يك همچو وضعى دارند.»
امام خطاب به مسئولین دادگاه های انقلاب به برخی تلاش ها برای بدنام کردن انقلاب اشاره کردند و انگیزه بانیان آن را نرسیدن به جایگاه ریاست جمهوری یا جایگاه های این چنینی دانستند. ایشان افزودند:«بلكه من شنيدهام از يك نفر آدم كه در [محكمه] قضايى بود كه در فلان جا- حالا يادم نيست، مثل اينكه شيراز ايشان گفت- كه بعضى از اينها آن رفيق خودشان را بيهوش مىكنند و شكنجه مىكنند، براى اينكه بگويند شكنجه ما داريم. شما سروكارتان با يك همچو مردمى است... شايد زياد از اينور آنور اينطور شكايات مىآيد و بسياريش هيچ اصلى ندارد، ممكن هست تويش هم يك چيزى باشد و همينطور دادستانيها، آنها هم بالاخره ناراضى درست مىكنند، براى اينكه قاضى به حق هم باشد، آن طرف ناراضى مىشود، وقتى ناراضى شد، داد و قال مىكند؛ آن وقت، اين مال اشخاص عادى است. اما آنهايى كه از اول انقلاب مىخواستند كه يك مسائلى براى خودشان باشد، در انقلاب كارى نكرده بودند، لكن مىخواستند بهره بردارى كنند، و حتى- مثلًا- رئيس جمهور بشوند، خوب، نشدند، بعدش شروع كردند به كارهايى كه همه مىدانيد. شما سروكارتان با يك همچو اشخاصى هست كه در همه جا توطئه است؛ در حبس هم توطئه است، در بيرون حبس هم توطئه است، در جبههها هم الآن هست، همه جا هست اين مسائل، منتها شما در يك محيط محدود هستيد و آنها هم در آن محيط محدود تمام همّشان اين است كه وضع زندان را به آن طورى كه مىگوييد، بكنند.»
امام از مسئولین خواستند تا حقایق را برای مردم بازگو کنند:«من اعتقادم اين است كه شماها اينكه در يك جاى محدودى كه خودتان نشستهايد و يكى هم من هستم كه با شما نشستهام، اين مسائل را بگوييد، اين مسائل بايد در جامعه به مردم عرضه بشود؛ يعنى، به شماها نسبت زياد دادند... خوب، شما پيش من مىگوييد كه دروغ است اين حرفها، خودتان هم پيش من اين شكايات را داريد؛ لكن جامعه نمىداند. آنها بين مردم پخش مىكنند به هر طورى كه مىخواهند، مع الأسف، بعضى مقامات هم باور مىكنند؛ همين باور، دامن زده مىشود به آن. شما در يك محيطى هستيد كه با اين گرفتاريها مواجه هستيد، لكن گرفتاريتان را به مردم نمىگوييد؛ آنها كه براى شما گرفتارى پيش مىآورند آنها مىروند داد و قال مىكنند و عكس مسئله را نشان مىدهند؛ بعضى از شما را يك آدم كذا و كذا نشان مىدهند.»
ایشان در ادامه زندان را محل تربیت اشخاص دانستند و با اشاره به درد و دل های مطرح شده در مورد فضاسازی های کاذب فرمودند: «بياييد پيش من بگوييد، هيچ اثرى ندارد. فرض كنيد من هم اعتقادم اين شد، اما در اين جامعه است كه آنها سمپاشى مىكنند و شما حق خودتان را بيان نمىكنيد. اينها باطل خودشان را دارند منتشر مىكنند، همانطورى كه مىگوييد، جورى مىكنند كه ديگر پاسدار نخواهد آنجا بماند و بگويد كه خوب، ما را اينها دارند اينجا كتك مىزنند، مردم هم از آن طرف مىگويند كه ما شكنجهگر هستيم. يك همچو مواجههاى الآن هست بين اشخاصى كه مىخواهند اصل اين نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى را در بين همه جامعهها از بين ببرند و مشوّه كنند و بدنام كنند.»(6)
به دنبال بهانه جویی ها و تفرقه افکنی های سازمان مجاهدینی ها بود که موضع انقلابیون و امام نسبت به آنها صراحت بیشتری پیدا کرد. در انتخابات اول ریاست جمهوری نیز مسعود رجوی کاندیدا شده بود که با استفتایی از امام از دور رقابت ها خارج شد. امام در پاسخ مرقوم فرموده بودند:«كسي كه به قانون اساسي راي مثبت نداده، صلاحيت رياست جمهوري ايران را ندارد.»(7) چون سازمان مجاهدینی ها به واسطه انتقاداتی که به قانون اساسی داشتند و آن برگرفته از روح قانون اساسی یعنی حاکمیت الهی بود، از رای مثبت به قانون اساسی خودداری کرده بودند، از رقابت های سیاسی نیز بازماندند.
با این همه و در حالی که سازمان مجاهدین اسلحه به دست گرفته بود، امام باز هم بارها و بارها از باب نصیحت سخن راندند تا بلکه انقلابیون دیروز به خود آیند و از راه خطای خویش بازگردند. امام فرمودند:«آنهایی که این طور هم با قلمهایشان، علاوه بر تفنگهایشان، با ما معارضه دارند ما به آنها کرارا گفته ایم و حالا هم می گوییم که مادامی که شما تفنگها را در مقابل ملت کشیده اید، یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده اید، نمی توانیم صحبت کنیم و نمی توانیم مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شما را می پذیرد و اسلام هوادار همه شماها هست... ما می خواهیم با آغوش باز همه گروههایی که هستند، بپذیریم و همه منحرفین را میل داریم که به استقامت برگردند. اسلام برای همین آمده است...»(8)
با این همه باز هم منافقین از مسیر خود باز نگشتند و کم کم دامنه ناآرامی ها را بیشتر و بیشتر کردند تا آنجا که در ترورها و انفجارها جمع کثیری از انقلابیون را به شهادت رساندند و این پایانی بود بر حضور سیاسی آنها در فضای کشور. از سوی انقلابیون بسیاری از اعضای منافقین دستگیر و اعدام شدند تا همگان بدانند بعد از مدارا، نوبت به برخوردی می رسد که اسلام در آن جایی برای مماشات نمی بیند.
ادامه دارد...
پايگاه اطلاع رساني رجا نيوز
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1388/06/23 ساعت 18:38 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
بسمه تعالی
محسن رضایی فرمانده سابق سپاه که برخي مواضع پس از انتخابات وي در تقويت ادعاهاي واهي تقلب، مورد انتقاد اصولگرايان واقع شده بود، بامداد شنبه به همراه تعدادی از همراهان خود در مراسم مناجاتخواني و عزاداري مسجد ارک تهران حاضر شد.
به گزارش رجانيوز، در جريان حضور رضايي در مسجد ارك، حاج منصور ارضي مداح اهلبيت(ع) دقايقي با وي گفتوگو و توصيهها و تذكراتي را خطاب به وي بيان كرد.
ارضی همچنين پيش از آغاز مناجاتخواني، به حوادث پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: اگرچه مردم، سرداران و فرماندهان جنگ را دوست دارند و آنها را نور چشم خود می دانند ولی این تا زمانی است که این افراد به ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام خمینی(ره) پایبند باشند و به فرامین مقام معظم رهبری عمل کنند.
وي با اشاره به بيانات رهبري در نمازجمعه تهران مبني بر ضرورت نصيحت مسئولين افزود: اگر فرماندهان جنگ خطایي کنند، چشم خودشان کور خواهد شد و بصيرت و نور چشم مردم از دست نخواهد رفت.
اين مداح اهلبيت(ع) خاطرنشان كرد: برخي نبايد طوري عمل كنند كه هم دست رهبري را ببوسند هم جاي ديگر كاري بر خلاف نظر ايشان انجام دهند.
شبهای گذشته نیز برخی مسئولان کشور از جمله غلامحسین الهام و کامران باقری لنکرانی در این مراسم شرکت کرده بودند.
مسجد ارک تهران در شبهای ماه مبارک رمضان هر شب تا سحر، با حضور اقشار مختلف مردم و با مناجات و نوحه خوانی
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1388/06/23 ساعت 3:16 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
شبکه ایران: حجت الاسلام حسینی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: دخالتها و موضعگیریهای شما، همسر، فرزندان، حزب و اقوامتان در جریان برگزاری انتخابات نشان داد که شما حتی توان مدیریت خانواده خود را ندارید و نتوانستهاید آنان را آرام کنید چه رسد به اینکه بخواهید کشور را از هجمهها و بحر انها نجات دهید.
شاید اگر هاشمی رفسنجانی کمی به عواقب سخنان جنجالبرانگیز خود در خطبههای نماز جمعه 26 تیر میاندیشید، ممکن بود در مواضع خود تغییراتی اعمال کند.
گفتههای هاشمی رفسنجانی در این نماز جمعه نه تنها بر آرامش چند هفته اخیر نیافزود که بستری شد برای ایجاد موج جدیدی از ناآرامیها.
این خطبهها که تکرار ادعاهای معترضان خیابانی و دفاع از زندانیان آشوبهای اخیر بود، واکنش گسترده شخصیتهای مطرح را به دنبال داشت به گونهای که گذشت هفت روز از زمان سخنان هاشمی هم، به موضعگیری شخصیتهای دینی و سیاسی پایان نداده است.
در این راستا امام جمعه خمین در خطبههای نماز جمعه روز گذشته این شهر به شدت از عملکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و خانواده وی در جریان انتخابات اخیر انتقاد کرد.
بر اساس گزارش سایت اینترنتی "رجانیوز"، حجتالاسلام والمسلین سید علی حسینی به نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب که پیش از برگزاری انتخابات نوشته شده بود، اشاره کرد و با نامناسب خواندن لحن و ادبیات آن گفت که از فردی انقلابی که دیرزمانی است در عرصههای مختلف نظام مشغول فعالیت بوده، چنین نامهای که در شأن رهبر معظم انقلاب نبود، بعید است.
وی همچنین بسیاری از حرکتهای بحران آفرین و اغتشاشات اخیر در کشور را به سبب موضع گیریهای نادرست هاشمی رفسنجانی و خانوادهاش دانست.
خطیب جمعه خمین با تاکید بر اینکه هاشمی اصل بی طرفی را در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری رعایت نکرد به اقدام تبلیغاتی هاشمی رفسنجانی در حین اخذ رای اشاره کرد که در مقابل دوربین خبرنگاران با صدای بلند شماره نامزد مورد نظرش را میپرسید!
وی در ادامه سخنان رفسنجانی در خطبههای نمازجمعه هفته گذشته تهران را مورد اشاره قرارداد و خطاب به وی اظهار داشت: چرا امریکا و تعرضات دشمنان را محکوم نکردید، شما از قانون دم میزنید، اما اغتشاشات و دلیل بروز آن را بیان نکرده و محکوم نمی کنید، شما گفتید باید زندانیان این آشفتگیها آزاد شوند اما به جرایم آنها اشارهای نکردید.
حجتالاسلام حسینی افزود: این زندانیان در جریانات اخیر آدم کشتند، آتش افروختند، از مغازهها سرقت کردند و بسیاری از مشکلات را باعث شدند، آقای رفسنجانی انشاءالله غفلت کرده باشید، اما اگر خدای نکرده عمداً چنین اقداماتی انجام داده باشید، چگونه میخواهید چنین اعمالی را به قضاوت بنشینید و به وجدان تاریخ پاسخ دهید؟
وی موضعگیریهای هاشمی رفسنجانی را ناصحیح و باعث به تردید افتادن شمار زیادی از هموطنان درخصوص سلامت انتخابات دانست.
امام جمعه خمین در بخشی دیگر از خطبههای نماز جمعه روز گذشته خمین به ادعای وجود "بحران" در کشور از سوی هاشمی اشاره کرد و خطاب به وی خاطرنشان کرد: آیا با اقدامات چند خائن، کشور با بحران مواجه می شود؟ از شخصی همچون شما چنین سخنانی بعید است، تعریف شما از بحران چیست؟ آیا اینکه چند نفر تحت تاثیر القائات بیگانگان و دشمنان خارجی و داخلی نسبت به برگزاری انتخابات تعرض بکنند، از نظر شما بحران است؟
حجت الاسلام حسینی خطاب به هاشمی رفسنجانی افزود: دخالتها و موضعگیریهای شما، همسر، فرزندان، حزب و اقوامتان در جریان برگزاری انتخابات، نشان داد که شما حتی توان مدیریت خانواده خود را ندارید و نتوانستهاید آنان را آرام کنید تاچه رسد به اینکه بخواهید کشور را از هجمهها و بحر انها نجات دهید.
وی در ادامه به آیت الله خزعلی که حساب خود را از فرزندش جدا دانسته بود اشاره کرد و گفت که اگر هاشمی حساب خود را از خانواده و این گونه افراد، جدا میدانس، اکنون نیز همچنان مورد احترام و حمایت اقشار آحاد جامعه بود.
امام جمعه خمین در پایان تصریح کرد: در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که 40 میلیون نفر رأی دادند، مقام معظم رهبری از آبرو و حیثیت خود مایه گذاشتند، اما از شخصیتی همچون آقای رفسنجانی که از دیرباز در کوران جریانات انقلاب و مسئولیتهای مختلف داشته اند، چنین اقداماتی که دشمنان را شاد کرد و دل دوستان را به درد آورد، زیبنده نبود.
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/05/03 ساعت 15:39 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامي، متن و تصوير نامهي ايشان مبني بر امر
معظمله به رئيسجمهور درخصوص بركناري رحيممشايي از معاونت اولي رئيسجمهور را منتشر كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی طی نامهای، لغو حكم معاون اولی آقای اسفنديار رحيم مشايی را خواستار شدند.
متن نامه حضرت آيتالله خامنهای خطاب به رئيس جمهور به اين شرح است:
تصوير دستخط رهبر معظم انقلاب
بسمه تعالی
جناب آقای دكتر احمدی نژاد، رياست محترم جمهوری اسلامی ايران
با سلام و تحيت
انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.
سيدعلی خامنهای
27/4/88

به گزارش رجانيوز، اين نامه در تاريخ شنبه 27 تير خطاب به احمدينژاد نوشته شده و پس از گذشت 6 روز و عدم اقدام رئيسجمهور متن آن منتشر شده است.
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1388/05/02 ساعت 21:56 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
سايت مشايي: اسفنديار پيروز انتخابات آينده!
سايت شخصي اسفنديار رحيم مشايي يكي از دلايل مخالفت ها با وي را شانس بالاي مشايي براي پيروزي در انتخابات يازدهم رياست جمهوري دانسته است.
به گزارش رجانيوز؛ سايت شخصي اسفنديار رحيم مشايي با انعكاس مطلبي با عنوان چرا مشايي نه؟ هتاكي به خدمتگزار با وفاي مام ميهن پاياني ندارد. مشايي را ژنرال ارشد احمدي نژاد خوانده و يكي از دلايل مخالفت ها با وي را شانس بالاي مشايي براي پيروزي در انتخابات يازدهم رياست جمهوري دانسته است!
اين مطلب افزوده است: طبيعي است كه بپرسيم اسفنديار رحيم مشايي كيست كه در سهسال گذشته پس از محمود احمدينژاد خبرسازترين و مورد هجوم ترين مرد دولت نهم بوده است؟
مردي كه با سخنانش، متانتش و عملكرد خود همواره به مديري غير قابل پيش بيني تبديل شده است، كيست؟ از چه سوابقي برخوردار بوده و چگونه در آستانه 49 سالگي به معان اولي رياست جمهوري ايران دست يافته است؟ چگونه چرخ روزگار از فارغ التحصيل ديروز رشته الكترونيك اصفهان مردي بزرگ و اسلام شناسي ساخته كه اكنون عده اي از ترس نفوذ كلام او به جاي بررسي ديدگاه ها و عملكرد وي در سازمان هايي كه مديريت آنها را بر عهده داشته، با اتكا به مواردي مجهور، صرفا به عقده گشايي عليه او مشغولند؟

سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1388/05/02 ساعت 21:41 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
دکتر احمدينژاد با 24،527،516 رأي مجدداً رئيسجمهور ايران شد
در حالي كه شمارش آراء در وزارت كشور با اعلام رسمي از حوزه هاي مختلف ادامه دارد، جديدترين نتايج اعلام شده از سوي مناطق به وزارت كشور نشان داده احمدينژاد با رقباي خود فاصله معناداري پيدا كرده است.
به گزارش رجانيوز، وزير كشور اعلام كرد: از مجموع بيش از 39 ميليون آراي ريخته شده به صندوقهاي اخذ راي، محمود احمدي نژاد با كسب بيش از 24 ميليون رأي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد.
صادق محصولي وزير كشور با اشاره پايان شمارش آرا دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، نتايج انتخابات را به شرح زير اعلام كرد:
مجموع آراء 39165191 راي با مشاركت بيش از 85 درصد
محمود احمدينژاد با 24527516 راي معادل 62و63درصد
ميرحسين موسوي خامنه با 13216411 راي معادل 75و33 درصد
محسن رضايي ميرقائد با 678240 راي معادل 73و1درصد
مهدي كروبي با 333635 راي معادل 85 /0درصد
آرا باطله نيز 409389 راي بوده است كه معادل 1 و 04 درصد كل آرا بوده است.
سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/03/23 ساعت 16:56 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
با پايان يافتن زمان اخذ رأي، شمارش آراي مأخوذه در استان قم آغاز شده است.
به گزارش فارس با شمارش اوليه صندوقهاي روستاهاي قم از مجموعه سه صندوق محمود احمدينژاد 2160 رأي و ميرحسين موسوي 515 رأي كسب كرده است.
سايت رجا نيوز
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/03/23 ساعت 0:5 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
بسمه تعالی
فیلم کلکسيون اهانت به رئيسجمهور در همايش حاميان موسوي
حتما ببينيد
آقای میرحسین موسوی در سخنانش گفته که می خواهد راه امام(ره) را ادامه دهد
http://www.rajanews.com/file/mosavi.3gp
بخشی از عکسهای هواداران موسوی
برای دیدن ادامه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1388/03/10 ساعت 12:49 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
رزمندگان جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) فرمانده نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی در حمله به غزه را به اسارت درآوردند.
به گزارش رجانیوز، این عملیات در منطقه جبالیا انجام شد و طی آن، 2 سرباز صهیونیست نیز اسیر شدند.
ارتش اسرائیل به اسارت درآمدن این فرمانده ارشد نظامی خود را تأیید کرده است اما رسانه های خبری دنیا اغلب از پوشش این خبر مهم خودداری کردند.
همچنین رزمندگان مقاومت 2 خودروی زرهی نظامیان رژیم صهیونیستی را منهدم کردند.
از سوی دیگر، پدافند ضدهوایی حماس امروز جنگنده های رژیم صهیونیستی را در آسمان اردوگاه البریج مجبور به عقب نشینی کرد.
13 تن از صهیونیست ها در جریان جنگ امروز به هلاکت رسیده و 90 تن از آنان نیز زخمی شده اند.
منابع خبری از اصابت موشک های مقاومت به شهرک صهیونیست نشین اشکول خبر می دهند.
غزه به باتلاق نظامیان صهیونیست تبدیل شده است.
یک فلسطینی نیز به همراه فرزندش در حمله جنگنده های صهیونیستی در شمال غزه به شهادت رسید.
جوانان حماس با نفوذ به 12 شبکه تلویزیونی به مدت نیم ساعت برنامه های مقاومت را پخش کردند.

نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1387/10/15 ساعت 14:38 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
گزارشها حاكي از آن است كه موشكهاي رزمندگان مقاومت فلسطين در فاصله نزديك تلآويو؛ پايتخت رژيم صهيونيستي اصابت كرده است.
به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، هنوز گزارشي از ميزان خسارتها و تلفات اين حمله منتشر نشده است. اين حمله در واكنش به جنايت رژيم صهيونيستي و در پاسخ به شهادت "نزار ريان" يكي از رهبران برجسته اين جنبش صورت ميگيرد كه لحظاتي پيش در حمله هوايي رژيم صهيونيستي به همراه خانوادهاش به شهادت رسيد.
گردانهاي عزالدين قسام شاخه نظامي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين(حماس)نيز امروز براي اولين بار يك پايگاه نظامي صهيونيستها را هدف حملات خود قرار داد.
القسام در بيانيه خود تاكيد كرد كه براي اولين بار پايگاه هوايي "حتسريم" را كه بزرگترين پايگاه هوايي رژيم صهيونيستي در جنوب سرزمينهاي اشغالي است با موشك "گراد" هدف گرفته است.
نيروهاي مقاومت فلسطين ديروز 20 موشك به سمت مناطق مختلف سرزمينهاي اشغالي از جمله منطقه "اشكول" در نقب غربي شليك كردند.
شليك اين موشكها ترس و وحشت در ميان صهيونيستها ايجاد كرده به طوري كه مدارس و دانشگاهها در دو شهر بئرالسبع و سديروت تعطيل شده است.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1387/10/13 ساعت 14:34 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
چندتن از زنان وبلاگنويس ايراني در اقدامي نمادين و در اعتراض به بيغيرتي و سكوت سران كشورهاي عربي نسبت به فجابع اخير در نوار غزه به سران عرب روسري دادند.
فاطمه سادات موسوي امروز در گفتگو با فارس، با بيان اينكه زنان ايراني همواره دوشادوش مردان در عرصههاي مهم انقلاب حاضر بودهاند گفت: همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند سكوت برخي كشورهاي عربي از حملات صهيونيستها مصيبتبارتر است.
وي كه از جانبازين دفاع مقدس است هدف از اين اقدام اين جمع را هشدار به سران عرب اعلام كرد و گفت: سكوت خفت بار سران كشورهاي عربي به هيچ وجه قابل توجيه نيست.
اين وبلاگنويس با بيان اينكه قصد دارند به تك تك سران عربي يك روسري هديه دهدند افزود: ما زنان وبلاگنويس قصد داريم با اين اقدام اعلام كنيم كه زنان مسلمان از برخي مردنمايان عربي شجاعتر و با شهامتتر هستند
همچنين نيره دشتي ديگر عوض اين جمع نيز با بيان اينكه زنان و دختران ايراني خود را هم درد مادران و كودكان فلسطيني ميدانند گفت: زنان ايراني نشان دادهاند كه پيرو حضرت زينب (س) هستند و هر هنگام پاي دفاع از دين به ميان آيد پشتيبان ولايت ميباشند.
وي گفت: اين روسريها را به مبارك و ملك عبدالله و شاه اردن ميفرستيم تا شايد غيرت اندك آنها به جوش آيد و مواضع خود را اصلاح كنند و از اينكه زير دست اسراييل باشند احساس شرم كنند.
قابل ذكر است اين وبلاگنويس در يادداشتي در وبلاگ خود آورده است:
با شما هستم آقايان!!!!!! آقا؟!؟! مرد؟؟؟؟ نه. نه. نه. مردانگي در شما نميبينم.
من به عنوان يك دختر و زن ايراني، يك دختر و زن مسلمان، در اين روزهاي ماه محرم الحرام كه نام خانم زينب (س) را بارها و بارها ميشنوم، براي شما هديهاي دارم.
ميخواهم روسريام را به شما هديه كنم.
روسريام را به شما هديه ميكنم تا سكوت و انفعال را به اين باور كه شما مرد نيستيد، بر خود آسان كنم.
برپايه اين خبر اين زنان وبلاگنويس از تمام زنان ايراني خواستهاند در اين طرح شركت كنند.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/10/12 ساعت 15:16 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
قواي محمدرسولالله (ص) گردانهاي استشهادي «لبيك يا خامنهاي»، كفنپوشان از لانه جاسوسي سابق به سمت دانشگاه تهران رژه ميروند.
به گزارش فارس، بيش از 4 هزار نفر از قواي محمدرسولالله گردانهاي استشهادي «لبيك يا خامنهاي» شامل دانشجويان دختر و پسر، كفنپوش و با پوشيدن لباس نظامي در حاليكه پرچمهاي ايران، فلسطين و حزبالله لبنان را در دست دارند، با آرايش نظامي از لانه جاسوسي سابق به سمت دانشگاه تهران رژه ميروند.
اين دانشجويان كه پرچم بزرگي از فلسطين را نيز به همراه دارند براي اعزام به غزه اعلام آمادگي كرده و در دانشگاه تهران بصورت نمادين سازماندهي عملياتي خواهند شد.
رژه روندگان همچنين پلاكارد بزرگي از فرمايش اخير رهبر انقلاب را در دست دارند كه جمله مهم "همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است" در آن نوشته شده است و به اين طريق آمادگي خود را براي اجراي فرمايشات رهبر انقلاب اعلام داشتند.
تجمع كنندگان همچنين در ابتداي حركت خود تصاوير اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي و حسني مبارك رئيس جمهور سازشكار مصر را به آتش كشيدند.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/10/12 ساعت 15:14 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
اعضا و پرسنل دفتر حافظ منافع مصر در تهران با ناديده گرفتن اولتيماتوم 24 ساعته دانشجويان مسلمان ايران مبني بر ترك تهران و عذرخواهي رسمي حسني مبارك از ملت ايران، هنوز در اين دفتر حضور دارند.
به گزارش خبرنگار رجانيوز، به دنبال اولتيماتوم 24 ساعته دانشجويان به دستگاه ديپلماسي مصر كه در تجمع آنها در مقابل دفتر حافظ منافع مصر در تهران اعلام شد، پرسنل اين دفتر كه در واقع اختيار چنداني از خود ندارند، هنوز در دفتر خود مشغول به كار هستند و تهران را ترك نكردهاند.
به دنبال همراهي و همدستي حسني مبارك رئيس جمهور مصر با رژيم صهيونيستي در حمله به غزه و بسته نگه داشتن گذرگاه رفح، دانشجويان انقلابي و مسلمان ايران دعوت حضرت آيت الله خامنهاي رهبر انقلاب ايران را لبيك گفته و با برگزاري تحصن در مقابل دفتر حافظ منافع مصر به دستگاه ديپلماسي مصر 24 ساعت مهلت دادند تا رسماً از ملت ايران عذرخواهي كند.
دانشجويان انقلابي در اين تحصن با سردادن شعار "مرگ بر حسني نامبارك" اظهارات اخير وزير خارجه مصر را به شدت محكوم كرده و با شعارهاي "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست"و "حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست" به دستگاه ديپلماسي مصر اخطار دادند كه اگر ظرف 24 ساعت از جمهوري اسلامي ايران عذرخواهي نكنند، دفتر حافظ منافع مصر را به آتش خواهند كشيد.
دانشجويان انقلابي شب گذشته نيز در اعتراض به سياستهاي استعمارگرايانه انگليس در قبال غزه وارد باغ قلهك شده و پرچم فلسطين را بر بالاي آن به اهتزاز درآوردند. اين دانشجويان به ديپلماتهاي اردني و مصري در تهران نيز اولتيماتوم دادهاند كه خاك تهران را ترك كنند و در غير اين صورت حادثه تسخير لانه جاسوسي 13 آبان 1358 تكرار خواهد شد. عدم ترك تهران از سوي ديپلماتهاي مصري با وجود اولتيماتوم جدي دانشجويان معترض در حالي صورت ميگيرد كه در جريان تجمع آرامتر چندي قبل دانشجويان در مقابل دفتر حافظ منافع مصر در تهران دولت مصر اعلام كرده بود در صورت تكرار اين حادثه ديپلماتهاي خود را از تهران فرا خواهد خواند.
منبع:سایت رجانیوز http://www.rajanews.com
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 18:17 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
منابع عبري از به هلاكترسيدن خواهر وزير كشور رژيم صهيونيستي در حملات موشكي مقاومت فلسطين به شهرك صهيونيستي عسقلان خبر دادند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، منابع خبري رژيم صهيونيستي اعلام كردند، زني كه پريروز در حمله موشكي فلسطينيها به شهر صهيونيستنشين "اسدود" كشته شد، خواهر "مئير اشتريت" وزير كشور اسرائيل بوده است.
يك منبع بيمارستاني، پيش از اين از از كشتهشدن يك زن صهيونيست به علت جراحات شديد خبر داده بودند.
رژيم صهيونيستي تا كنون به كشتهشدن شش صهيونيست و زخميشدن 150 نفر ديگر در حملات موشكي گروههاي مقاومت فلسطين به شهركهاي صهيونيستي سديروت، عسقلان، المجدل و اشدود اعتراف كرده است.
به گفته منابع رژيم صهيونيستي در اثر شليك موشكهاي گراد گردانهاي القسام شاخه نظامي جنبش حماس به سمت بندر اشدود واقع در 40 كيلومتري نوار غزه دو صهيونيست كشته و 15 نفر ديگر زخمي شده اند.
به گفته منابع عبري، مدارس، دانشگاه و صنايع شهركهاي صهيونيستي كه در تير رس موشكهاي مقاومت قرار دارد، تعطيل است.
ارتش رژيم صهيونيستي ديروز تا مسافت 30 كيلومتري از نوار غزه را به حالت فوقالعاده درآورده بود اما موشكهاي مقاومت تا مسافت 60 كيلومتري عمق سرزمينهاي اشغالي را نيز هدف قرار دادند.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 14:43 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
دانشجويان ثبتنام كننده در گردانهاي استشهادي «لبيك يا خامنهاي» قواي محمد رسولالله فردا در لانه جاسوسي سابق آمريكا تجمع خودجوشي را برگزار ميكنند.
به گزارش فارس، سه گردان از گردانهاي استشهادي «لبيك يا خامنهاي» قواي محمد رسولالله فردا پنجشنبه به صورت خودجوش در مجتمع فرهنگي دانشجويي 13 آبان(لانه جاسوسي سابق آمريكا) تجمع مي كنند.
بر اساس اين گزارش، تا كنون بيش از 25 هزار نفر از دانشجويان سراسر كشور در گردانهاي استشهادي «لبيك يا خامنهاي» ثبتنام كردهاند تا در صورت نياز و به فرمان مقام معظم رهبري براي كمك به مردم مظلوم غزه در برابر جنايات رژيم صهيونيستي به سرزمينهاي اشغالي اعزام شوند.
ثبتنام از دانشجويان همچنان ادامه دارد و داوطلبان براي ثبتنام ميتوانند به دفاتر بسيج دانشجويي در سراسر كشور و يا به پايگاه www.esteshhadi.com مراجعه ميكنند.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 14:13 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
شب گذشته عدهای از دانشجویان تهرانی با تجمع مقابل سفارت عربستان در ایران به سکوت مقامات سعودی در فجایع غزه اعتراض کردند.
به گزارش شبکه ایران شب گذشته عده ای از دانشجویان در اعتراض به تفاوتی مقامات سعودی نسبت به کشتار مردم فلسطین در غزه، در ساعات پایانی شب در مقابل سفارتخانه این کشور در تهران تجمع کردند.
تجمع کنندگان که در شعارهای خود مقامات سعودی و مصر را مورد خطاب داده بودند، نسبت به سکوت این کشورها در مقابل فجایع غزه و همچنین
این تجمع برای لحظاتی نیز به درگیری کشیده شد که
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 14:7 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
خبرنگار رجانيوز گزارش داد، تعداد 40 نفر از دانشجويان متحصن در مقابل دفتر حفاظت از منافع مصر با استفاده از غافلگيري نيروي انتظامي وارد باغ قلهک و سفارت انگليس شدند.
نيروي انتظامي هم اکنون به شدت در خيابان شريعتي و مقابل سفارت انگليس مستقر شده اند و اجازه ورود ديگر دانشجويان را نمي دهند.
يکي از دانشجوياني که وارد سفارت انگلستان شده و هم اينک در آنجا مستقر است،
وي افزود: شيشه هاي خانه سفير انگليس در باغ قلهک شکسته شده و دانشجويان قصد دارند اطلاعيه هاي خود را در بخشهاي ديگر سفارت اصلي انگلستان در تهران پخش کنند.
وي همچنين گفت: کسي را در باغ قلهک نديده ايم و احتمالا اينجا تخليه شده است.همچنين پرچم فلسطين را به جاي پرچم بريتانيا در باغ قلهک برافراشته ايم.
اين دانشجو در پايان گفت: هم اکنون به شدت چند سرباز که وارد باغ شده اند با دانشجويان درگيرند.
اخبار تکميلي
حدود ساعت 22 دانشجويان پس از قرائت زيارت عاشورا و برافراشتن پرچم فسطين به جاي پرچم بريتانيا به آرامي و بدون درگيري با پليس باغ قلهک را ترک کردند. دانشجويان تسخيرکننده به همراه ديگر دانشجوياني که پشت در باغ قلهک تجمع کرده بودند به سمت دفتر حافظ منافع مصر حرکت کردند.
گرفته شده از سایت رجانیوز


نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 0:50 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
گروهي از سوري ها در اعتراض به همکاري مصر با رژيم اشغالگر قدس، در مقابل سفارت مصر در سوريه تجمع کردند و با سنگ به اين سفارتخانه حمله کردند.
به گزارش
تجمع کنندگان با در دست داشتن پرچمهاي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس )، جهاد اسلامي و فلسطين؛ شعارهايي عليه دولت مصر و برخي کشورهاي عربي سر دادند.
پليس سوريه سفارت مصر در دمشق را در حفاظت خود دارد.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 0:35 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
تعداد شهداي فلسطيني در نوار غزه بر اثر حملات مستمر نيروهاي اسرائيلي به 384 تن و زخمي ها به 1750 تن رسيد.
به گزارش ایرنا ، الجزيره گفت: شديدترين حملات بامداد امروز با بمباران مجتمع وزارتخانه ها در شهر غزه صورت گرفت.
بنا بر اين گزارش، با گذشت هر دقيقه تعداد شهدا و زخميهاي فلسطيني که بين آنها غير نظاميان وجود دارند افزايش مي يابد.
الجزيره گفت: دشواري در کمک رساني و کمبود دارو و نيازهاي پزشکي باعث افزايش آمار شهدا شده است.
حملات نيروهاي صهيونيستي حتي شامل مراکز ورزشي ، مساجد ، محل هاي مسکوني ، آموزشگاه ها و نيز تاسيسات دانشگاه اسلامي شهر غزه شده است.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 0:29 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
دانشجويان تحصن كننده در مقابل دفتر حافظ منافع مصر به سمت اين دفتر يورش بردند.
به گزارش
اين دانشجويان ساعتي پيش با آتش زدن پرچم آمريكا و سر دادن شعارهاي "مرگ بر انگليس"، "مرگ بر آمريكا" و "مرگ بر اسرائيل" از مقابل باغ قلهك به سمت دفتر حافظ منافع مصر حركت كردند.
اين دانشجويان با سردادن شعار "مرگ بر حسني مبارك" اظهارات گستاخانه وزير خارجه مصر را به شدت محكوم كرده و شعارهاي "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" و "حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست" سر دادند.
منبع:سایت رجانیوز
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1387/10/10 ساعت 23:57 موضوع مطالب سياسي | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
میلاد امام رضا (ع) بر همه ی شیعیان مبارک باد
عكس: جنبش سبز زائیده امید صهیونیست
كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
تربیت نابغه
میم مثل مادر
عنایت امام حسین به عزاداران
عيد سعيد فطر
دعای وداع ماه مبارک رمضان
امام خميني کجاها مدارا نکرد؟/3
امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/2
درباره وبلاگ

((حسین جانم! حسین جانم!))
هر یک از ما از غیب الغیوب حرکت کردیم از اصلاب عبور کردیم بدون اختیار و خواست خودمان در اینجا به هم بر خوردیم از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم ممکن است بعد از این هم یکدیگر را نبینیم
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
خانواده
سخن شهيدان
اعمال ماه مبارک رمضان
خوابهای متعلق به امام حسین (ع)
معجرات و کرامات امام حسین (ع)
فضایل وکرامات فاطمه زهرا(س)
مطالب سياسي
مطالب خواندنی
گالري عكس
مناسبت ها
دانلودها
شعر
ياران
(پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس)
(كافه عكس)
(سيليكات سديم)
(سائل حسین جان ع)
(شاخه ي طوبي)
(دولت يار)
(عاشورا)
(گل ليلا)
(قدُوس)
(باران عشق)
(یا امام رضا ع)
(خداي خوب من)
(دخترای بسیجی)
(صدفهای سرگردان)
(هَل مِن ناصر ینصرنی)
(زائر كوي شيدايي)
(کریم اهل بیت)
(یک بسیجی)
(همای رحمت)
(انسان کامل)
(نگاهی نو)
(پري دريا)
(مهدي)
(ذکر)
(عطش)
(ياس كبود)
(کوی عشق)
(مشک تشنه)
(از عاشقان خدا)
(عاشق شهادت)
(دفاع ازحریم تشیع)
(سلام علي آل ياسين)
( اللهم عجل لولیک الفرج)
(ماه بني هاشم عباس ع)
(اَلسـّلامُ علیـک یااَباصالِحَ ..)
(معرفي وبلاگهاوسايتهاي..)
(بابی انت و امی یا زهرا س)
(آستان مقدس امامزادگان)
(پله پله تا ملاقات خدا)
(پرواز تا بی نهایت)
(محبان المهدي)
(شور حسینی)
(وبلاگ اختصاصی رضا قاسمی)
(تا کرببلا هست زمین را عشق..)
پلاک 401 (پایگاه بسیج شهید زبونی)
(یا علی گفتیم و عشق آغاز شد)
(مرکز اطلاع رسانی امام مهدی)
(جهان در انتظار دولت جهانی)
طراح قالبهای
فرهنگی مذهبی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
وضعيت ياهو
آمار وبلاگ
لوگو وبلاگ