امداد دوست
ای حســــین فــاطمه امــــــداد کن از گــــدای خســــتۀ خــــود یاد کن
دل ز طــــوفان هــــوس ویران شده خـــــانۀ دل را بـــــــــیا آبـــــــــاد کن
در دل بشکســـته ام با دست خود لطـــف کــــن مـــیخانه ای بنیاد کن
جای مِی بر جام چشمم اشک ریز با نگــاهت خســـته ای را شـاد کن
ذکـــر یـــا زهـــرا بگــــو در گوش من تـــــا دم مـــــرگم مــــرا ارشـــاد کن
تـــــا نـــــگیرد خواب غفلت این دلم بـــــانک هـل مـن ناصرت فـریـاد کن
آن صـــــــفای کــــربلا را یا حســین در دل آلوده ام ایــــــــجاد کـــــــــــن

نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1388/10/09 ساعت 20:44 موضوع شعر | لینک ثابت
نوجوان کربلا
ســربـــاز نـــوجوانم، ســـالار کـــودکـــــانم
رفــــتم کــه در مــــیان دشــمن رجز بخوانم
مــــی دانـــــم ایـــن مـصیبت جان مرا بگیرد
خــــواهم عــــمو بـبیند در بـــین کـــشتگانم
تنـــــهایی عـــمویم، شـــد بــغض این گلویم
مـــی ســــوزد از بـــرایش تــا مغز استخوانم
راهــــی قـــــتلگاهم ، تـــه مــــاندۀ ســپاهم
در لــشکـــر عـــموجــان ، ســرباز بـی نشانم
ای دل زمان یاری است، خون عموم جاری است
ای عــمّه جــــان زهرا ، دیــــگر مـــکن نهانم
از چــــه امــام دینم، گـــوید کـــه بی معینم
پــــس مـــن چـــکاره هــستم، زنده چرا بمانم
یــا سیــّدی حــبیبی ، کــــی گـــفته تـو غریبی
عبـــدالله تـــو ایــنجاست ، من بر تو خون فشانم
جــــانباز کـــربلایم ، ســــوغات مـــجـــتــبایم
آری به امـــر بابا ، مـــن بـــر تـــو مــیهــمـانم
مــن پـــشت خـــیمه بـودم ، یک دم نظر نمودم
دیدم تــــن عـــمو شد ، پــــامال دشـمنانم
آری عمو غریب است ، مهمانی اش عجیب است
مـن دیــگر از خــجالت ، در خیمه ها نمانم
ای دشـــمن ســـتمـــگر ، نــیزه مزن به مضطر
یا دســـت مـــن جـدا کن ، یا که بگیر جانم
بیـــداد مـــی کنم مـــن ، فــــریاد می کنم من
کشـــتند عـــموی مـــا را ، ای اهل کاروانم
قــاتل به نـــیزه مـــی زد ، مقتول خنده می کرد
شـــد قـــربهً الی الله، کـــشته عـزیز جانم
دشــــمن حــــیا نـــدارد ، بـــا نــیزه می فشارد
بر لثــــۀ عــــمویم ، آتــش گرفت نهانم
دیــدم عـــمو سرش را ، گـــاهی بــلند می کرد
مــــی گفت نــــیزه ات را ، بردار از دهانم

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1388/09/26 ساعت 23:50 موضوع شعر | لینک ثابت
بسمه تعالي
خاک حسین
خاك من خاك حسين است حسين ســـينه ام چاک حسين است حسين
قــــبله ي قــــلب من اي اهل جهان مـــرقد پـــــــاك حـــسين است حسين
اشـــك من زینت رخسـار من است گـــریــه از خــاک حسین است حسین
اشکـــم از مشک ابـــاالفـــضل آیـــد مشک دل چاک حسین است حسین
هــــــر دل غــــــمزده ی دیـــوانــــــه مِــــلک امـــلاک حسین است حسین
هـــر گـــلی خــــــاربرش هست دلم خــار و خاشاک حسین است حسین

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/06/07 ساعت 1:18 موضوع شعر | لینک ثابت
حال و هوای یار
ســـر راه تـــو نشستن چـــه صـــفایی دارد
دل مــــن بــا تـــو عــجب شور و نوایی دارد
چــــه شود یک نظری گوشه ی درگاه کنی
آخــــر ای دوسـت حـــریم تــــو گدایی دارد
بس که با ناله ی تو انس گــرفتم همه شب
دل مــــــــن زمــــزمه ی کــــــرببلایی دارد
بــــی تـــو هـــرگز نتوان میکده را درک نمود
مـــــیکده از دم تــــو حــال و هوایـــــی دارد
آنکــــه دور از تـو بود غصٌه خور هجران است
آنکــــه بـاشـــد بـه بـرت تـرس جــدایی دارد
کـــاش یـک روز بـــیاید کـــــه مطیعت باشم
ای خوش آن کسی که ز امرت شنوایی دارد
ســفره را جــمع مـکن تـا ببرم روزی خویش
بـا تـو بـودن بـه سـر ســـــفره صـفایی دارد
پـــیر مـــا (۱)زهر ز مظلومی و غربت نوشید
حـــــالیا در حـــــــرم فــــاطمه جـــایی دارد
۱-یاد پیر جماران-حضرت امام خمینی (ره)
ولادت یگانه منجی عالم بشریت بر جهانیان مبارک باد.![]()

نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1388/05/12 ساعت 1:18 موضوع شعر | لینک ثابت
در فراق دوست
نـــصيب مــــا دل بــيمار دادند كه ما را از فــــــراق آزار دادند
از آن روزي كه مـا را آفريدند دل مــــا را بــه دست يــــار دادند
گله از خوي ليلي دارد اين دل چو مجنون بوي ليلي دارد ايـن دل
زدست دل نگـــــارم روز آخر هـــواي كــوي ليــلي دارد ايـن دل
الهـــــي يار را راضي زما كن دل او را زمــا حــاجت روا كـــن
دل او را زمـــا بشكسته مــپسند هــر آنــچه دوست دارد آشنا كـــن
چه بــايد كـــرد تــا يـــارم بيـايد هــم آنـــكه كـــرده بـــيمارم بـــيايد
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1388/02/18 ساعت 8:42 موضوع شعر | لینک ثابت
بسمه تعالی
یاس گمشده
مستان همه افتاده و ساقی نمانده////یک گل برای باغبان باقی نمانده
ساقی غریب و میکده می سوزد امشب////یک غنچه یاس گمشده می سوزد امشب
گل بوی زهرا می رسد از سوی مقتل////سوی بهشتم می برد گل بوی مقتل
امشب چکیده روی رگهای بریده////گلهای اشک بانویی قامت خمیده
آتش گرفته دامن طفلی سه ساله////سوی شهیدان می رود با آه و ناله
در دست دژخیمی فتاده گوشواره////خون می چکد از گوشهای پاره پاره
اینجا جوانی هاشمی شد ارباً اربا////اینجا به گوش دل رسیده آه صحرا
ذریة آل عبا از یاد رفته////خاکستر پروانه ها بر باد رفته
اینجا کبوتر بچه ها تک تک پریدند////اینجا سر یک جوجه را تشنه بریدند
اینجا جدا گشتم خدا از نور عینم////دیدم در اینجا دست و پا می زد حسینم

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1387/08/25 ساعت 11:29 موضوع شعر | لینک ثابت
سفير حسيني
من از روز ازل پیرو قرآن بودم
مست و دیوانه از آن باده ی جوشان بودم
مسلمم در بر تقدیر تو تسلیم منم
همه جا پیرو تو مجری فرمان بودم
از همان کودکیم عشق تو بیمارم کرد
هر کجا نام تو بود محو و پریشان بودم
خواب دیدم که تو بر نیزه و من بر سر دار
تو همه معنی و من قاری قرآن بودم
کاش بودی و ببینی شده خوابم تعبیر
من سردار تماشاگه عدوان بودم
اول محرم۱۴۱۲-۲۲/۴/۱۳۷۰ (حسینیه لباس فروشان)
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1387/05/07 ساعت 21:23 موضوع شعر | لینک ثابت
آشنای عاشق
یکشب که عشقت باز از دل درگذر شد
آنــقدر گــفتم نــام تـو تا که سحر شد
از لــحظه ای که آشــنا با عشق گـشتم
بـا سوز هـجرانت دل مـن هــمسفر شد
گــفتی کـه گـاه مرگ می آیی سـراغم
تــعجیل کـن بیمار عـشقت محتضر شد
هــر بار دوری کـردم از کـویَت نــگارا
احــساس لـطف تـو به من نزدیکتر شد
غفلت چو شد عارض به اعمال ضــعیفم
فــریــادهــای دل به قـلبت بی اثر شد
در روز مــی جـستم تو را امّا حـضورت
در اشــکهای نـیمه شـبها جـلوه گر شد
من مرغ عشقت هستم و در نغمۀ وصل
بی تو پرستوی حــرم بــی بال و پر شد
هر صبحدم قبل از زیارت ذکر این دل
نــام قــشنگ حـجّت ثـانی عـشر شد
حاج منصور ارضی
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1387/04/22 ساعت 15:55 موضوع شعر | لینک ثابت
(ذکر حسین جان ع) عــــزیز فـــاطمه ای قــــبلۀ دل تـــوکـــه از ما نــمایی حل مشکل اگر از فعل خود شـرمنده هستم ولــی بــا عشق تو من زنده هستم بــــود انــفاق تو ایـــن اشــک دیده کــه از دیـــده به دامـــانم چــکیده گِــــل ما بــا وِلای تـــو عجین است بــه واللـــهِ کــه راه ما هــمین است گــــرفته عشق تــــو جـــا در دل ما زاشـــــک دیــــده تر ســـازد گل ما به لاله لاله هــــای غرقه در خون شده ذکر حسین جان در دل افزون
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1387/03/11 ساعت 9:59 موضوع شعر | لینک ثابت
ره عشق من دیوانه به هجران تو محشور شدم بر سر حرف و زبان همه مذکور شدم بس کشیدم غم هجران تو مدهوش ببین که زهجران تو معروف به مهجور شدم خاص و عام همگی طعن جنونم بزنند شکر حق در بر احـرار تو منظور شدم در ازل جـــرگه عشـّاق چــو شد تقدیرم بهر تأیـید به امضای تو منظور شدم هـمچو آن پــیر که از عشق سَـرِ دار آمد من خریدار چنان رحلت مــنصور شدم حـالیا بر من بــیچاره عـنایت فـرما که دو بــاره ز ره عاشقی ات دور شدم گر چه هر سو نگرم روی تو کـی خواهم مـن اسیـر طمع نفسم و مزدور شدم
محرّم 1412 ، 1370 از حاج منصور ارضی
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/03/02 ساعت 16:6 موضوع شعر | لینک ثابت
(یابن فاطمه س)
ای سرا پا خـــوب یــابن فـــاطمه
دلبر مــــــحبوب یابن فاطمه
ای نــــگار دلــربای عـــــــــاشقان
خوشگل محبوب یابن فاطمه
هر دلی با عشق تو پیوند خورد
می شـود زرکوب یابن فاطمه
نــام تو هر جـــا رود دلهــــای ما
می شــود مجذوب یابن فاطمه
از ازل شــــیدای عشقت من شدم
بر دلـــم منصوب یابن فـاطمه
بـــــندگان عــشق را باشی یقین
بـــهترین یعسوب یابن فاطمه
تأنـــــــــئی پا یک شبی کنج دلم
دل کنم جاروب یــابن فاطمه
گــر قــدمگاه تو گردد این دلم
می شود مرغوب یابن فاطمه
کی شود در بین جاـــنبازان تو
من شوم منصوب یابن فاطمه
در میان آن شهـــیدان کی شود
نـــام من مکتوب یابن فاطمه
کی دل آواره ام را می خــری
بـــــا بهــای خوب یابن فاطمه
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1387/02/25 ساعت 19:3 موضوع شعر | لینک ثابت
![]()
مدیون عشق
خسته ام منو نگاه کن آقا جون حاجت من و روا کن آقا جون
من کیم بخوام تو را صدا کنم تو بیا من و صدا کن آقا جون
تو که آبرو داری پیش خدا فکری هم به حال ما کن آقا جون
تو عزیز علی و فاطمه ای یه شبی من و دعا کن آقاجون
عشقم و صفام و مدیون توأم تو بیا باز هم وفا کن آقا جون
تو بگو خدا من و ردم نکن ما رو با او آشنا کن آقا جون
رمضان ۱۴۱۳-۱۳۷۱
نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1387/02/08 ساعت 22:18 موضوع شعر | لینک ثابت

يا
یارب از دل هاي ما نور محبت را مگير
اين توكل اين توسل اين ارادت را مگير
هستي ما بستگي دارد به مهر اهل بيت
هر چه خواهي بگير اما ولايت را مگير
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1387/02/02 ساعت 16:53 موضوع شعر | لینک ثابت
قتیل اشک
ای قتیل اشک دیده یا حسین ای امام رنج دیده یا حسین
ای که از پیشانی نورانی ات آیه ی قرآن چکیده یا حسین
این گدا هرجا که نامت را شنید تا کنون با سر دویده یا حسین
چون خـدا آب و گلم را از ازل با غم تو آفریده یا حسین
بی تو بودن مرگ با ذلٌت بود این بود ما را عقیده یا حسین
چون تو آیی در برم در وقت مرگ آرزویم سر رسیده یا حسین
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/01/29 ساعت 23:32 موضوع شعر | لینک ثابت
مشتاق دیدار
من که مشتاق به یک دیدارم چشم بر ساحت قدست دارم
تـــــوبه وادی مــــحبت زکرم جـــان زهــــرا بنــما احضارم
کمکم کن که بسی گمراهم نکـــــند دست زتــــــو بردارم
تــــو طــــبیبی و دوا از دردم کــرده ای با غم خود بــیمارم
من که مــــمنون عنایات توام چـــه بگـــویم به تو ای دلدارم
من گنه می کنم و تو احسان من همان بنده ی عصیان کارم
ای کـــــه فرزند رسول اللهی کرمی کـــن تو بر این گـــفتارم
به خدا خسته شدم مهدی جان از جـــدایــــی زتـــو بـــی زارم



نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1387/01/19 ساعت 16:18 موضوع شعر | لینک ثابت
مقیم کویَت
اگر تو دیر بیایی تباه خواهم شد
اسیر پنجه ی زشت گناه خواهم شد
به سوی ساقه ی گندم روانه می گردم
دچار کهنه ترین اشتباه خواهم شد
میان جاده گرفتار مرگ می گردم
رفیق و همسفر نیمه راه خواهم شد
به کاروان ظهور تو دل نمی بندم
همیشه معتکف عمق چاه خواهم شد
برای آمدنت نذر می کنم زین پس
مقیم گودی آن قتلگاه خواهم شد
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1387/01/06 ساعت 14:35 موضوع شعر | لینک ثابت

(سفر محشر)
از سفر آمده ام باز به دیدار حسین
تو طبیبی و منم عاشق بیمار حسین
زینبم من نه همان زینب تو روز وداع
بنگر من شده ام فاطمه رخسار حسین
باغ تو گشته گلستان گل نیلوفر
نه فقط من شده ام پیر به طفلان بنگر
به خدا این سفر محشر ما یود حسین
که داریم یکی موی سیاهی بر سر
به خدا غربت و مظلومی تو پیدا بود
سر خونین و عزیزت همه جا با ما بود
چه کنم رأس تو باید به بدن پیوندد
این دگر آخر عمری من تنها بود
۲۰ صفر ۱۴۱۴ـ۱۸/۵/۱۳۷۲
حاج منصور ارضی
پیشنهاد میکنم این مداحی رو دانلود کنید
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/12/17 ساعت 22:3 موضوع شعر | لینک ثابت
بوی جدایی
شب است و بوی جدایی زکربلا آید
صدای نا له ی زینب زنینوا آید
صدای خواندن قرآن ز حنجر اکبر
برای دفعه ی آخر چه با صفا آید
هنوز ماه مدینه محافظ حرم است
کنار خیمه طفلان صدای پا آید
نشسته بانوی مظلومه با برادر خود
سخن زغربت و هجران در آن سرا آید
دوباره پهلوی بشکسته را عیان بیند
که روی خاک به صوت غم آشنا آید
شب عاشورا ۱۴۱۸ .۲۶/۲/۷۶.(بیت رهبری)
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1386/12/11 ساعت 18:6 موضوع شعر | لینک ثابت
ذكر حسين جان
عـزيز فاطمه اي قبلۀ دل
تو كه از ما نمايي حلّ مشكل
اگر از فعل خود شرمنده هستم
ولي با عشق تو من زنده هستم
بود انفاق تو اين اشك ديده
كه از ديده به دامانم چكيده
گِل ما با وِلاي تو عجين است
به واللهِ كه راه ما همين است
گرفته عشق تو جا در دل ما
ز اشك ديده تر سازد گل ما
به لاله لاله هاي غرقه در خون
شده ذكر حسين جان در دل افزون

نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/11/12 ساعت 20:37 موضوع شعر | لینک ثابت
عشق زينب(س)
اي خداي عشق زينب يا حسين
اي امامِ خوب و مذهب يا حسين
مذهب ما عشق و عشق ما تويي
اي صفاي دين و مكتب يا حسين
ديگر از عصيان نمودن خسته ام
كي شوم عيدي مؤدّب يا حسين
كي شود در روضۀ تو جان دهم
چون رقيّه نيمه شب يا حسين
اي لبت بوسه گه ختم الرٌسل
كي زنم بوسه بر آن لب يا حسين
تا به كي كرببلات بسته است
راه مانده جان زينب يا حسين
كي شود با يا حسين مرگم رسد
من كه مي گويم مرتّب يا حسين
حاج منصور ارضي – شب دهم محرّم – 1415 ، مصادف با 29/3/1373 (غروب يكشنبه)
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1386/10/29 ساعت 16:14 موضوع شعر | لینک ثابت
سلسلۀ عشق
روي نيازم كجاست، سوي حسين است و بس
قبلۀ قلبم كجاست، كوي حسين است و بس
سلسلۀ عشق را ســــــلسله جنبان خداست
سلسلۀ عشق چيست، موي حسين است و بس
ديـــــدن وجـــــه خدا هــســـــت مــــــــــرا آرزو
وجه خدا اي عزيز، روي حسين است و بس
بوي بهشت خدا از حرمش مي وزد
بوي بهشت خدا بوي حسين است و بس
رحمت و لطف و كرم، عشق و صفا در جهان
بخشش وجود و صفا، خوي حسين است و بس
روز جزا در عمل هر كه رود اي عزيز
از بركات دم و هوي حسين است و بس
كوثر و حوض و بهشت، جنّت و نهر حيات
اندكي از قطرۀ جوي حسين است و بس
حاج منصور ارضی -محرم ۱۴۰۶ -۱۳۶۴.

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1386/10/20 ساعت 12:19 موضوع شعر | لینک ثابت
سلام بر محرّم
سلام من به محرٌم به ماه دلبر زینب
به اشک سینه زنانش ز نزد مادر زینب
سلام من به محرٌم به آنکه صاحب آن است
به کاروان بهاری که در مسیر خزان است
سلام من به محرٌم به خیمه های قشنگش
به اشک مهدی زهرا و به غصٌه ی دلتنگش
سلام من به محرٌم به پرچم غم زهرا
به گیسوان سفید و به قامت خم زهرا

اینم دانلودمداحی وبلاگم
http://www.bachehayeghalam.ir/go.php?url=2006
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1386/10/12 ساعت 23:0 موضوع شعر | لینک ثابت

غريب جاودانه
اي غريب جاودانه يا حسين
دل تو را كــــــرده بهانه ياحسين
اي كه موي خاكي طفل تو را
مي كند جبريل شانه يا حسين
حقّ طفلان غريب و خسته ات
راه ده ما را به خـــــانه يا حسين
كن دل مارا به جان اصغرت
بهر عشقت آشـــــيانه يا حسين
مزد اين نوكر فقط لبخند توست
خود بده ماهـــــــــيانه يا حسين
كي صداي ارجعي آيد به من
خسته ام از اين زمانه يا حسين
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/10/07 ساعت 12:40 موضوع شعر | لینک ثابت
دیار کربلا
اي كه قلبت غصه دار كربلاست
خواهر اينجا ديار كربلاست
از همان روز سر آغاز سفر
ديدۀ تو اشكبار كربلاســت
زينبا روح حسينت سالها
لحظه لحظه بي قرار كربلاست
كن تماشا خوب گلهاي مرا
فصل گلچــين بهار كربلاست
اين همان وادي قرباني ماست
مدفن ما شوره زار كربلاست
غربت شهر مدينه ديده اي
آن زمين هم از تبار كربلاست
باغهايي را كه مي آيد نظر
لشكر حرّ در غبار كربلاست
اين جوانان جملگي پرپر شدند
اكبرم هم جان نثار كربلاست
مي رود اينجا همه سرها به نِي
رأس بر نِي پاسدار كربلاست
تو اسير و جسم من در موج خون
آري اين پايان كار كربلاست
غربت و خون آتش و ظلم و عطش
زينبم در انحصار كربلاست
زير سمّ اسبهاي كوفيان
سينه هامان خاكسار كربلاست
دوم محرم ۱۴۱۸-۱۹/۲/۱۳۷۶.(حسینیه لباس فروشان)
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/09/09 ساعت 18:19 موضوع شعر | لینک ثابت
ناگهان من ماندم و سر نيزه ها
يك زن و يك عدهّ سر بر نيزه ها
چشم وا كردم نگاهم دود شد
چشم بستم خيمه ام نابود شد
پر زدم بال و پرم را سوختند
گريـــــه كردم ديده ام را دوختن

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1386/08/03 ساعت 13:34 موضوع شعر | لینک ثابت
حدیث زندگی را با که گویم
نجات خویش را من از که جویم
کسی محرم تر از تو بهر من نیست
تو هستی آگه از سرّ مگویم
غــم اینـــکه زمـــن راضــی نباشی
شـــده چون استخوانی در گلویم
زبس دیدی مرا در حال غفلت
از آن ترسم که گردی رو به رویم
ولـــــی گرد و غبار معــــصیت را
به اشکی که تو خود دادی بشویم
به یاد کاروانی اشک ریزم
که باشد کاروان آرزویم
دلم را با محرّم آشنا کن
بده با اشک زینب خود وضویم
تو می دانی چقدر آلوده هستم
فقط نام حسین است آبرویم
مرا بار دگر مولا خجل کن
نگاهی بر من بشکسته دل کن
حاج منصور ارضی
دوّم محرّم ۱۴۱۷-۳۱/۲/۱۳۷۵
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/07/20 ساعت 16:18 موضوع شعر | لینک ثابت
عشق زینب(ع)
ای خدای عشــق زینب یا حسین
ای امام خوب و مذهب یا حسین
مذهب ما عشق و عشق ما تویی
ای صفای دین و مکتب یا حسین
دیگر از عصــــیان نمودن خسته ام
کی شوم عبدی مؤدّب یا حسین
کی شود در روضه ی تو جان دهم
چون رقیّه نیمه شــــب یا حسین
ای لبت بوســـــه گه ختم الرّسول
کی زنم بوسه بر آن لب یا حسین
تا به کی کرببلایت بســــته است
رها مانــــــده جان زینب یا حسین
کی شود با یا حسین مرگم رسد
من که می گویم مرتّب یا حسین
حاج منصور ارضی
شب دهم محرّم ـ ۱۴۱۵ـ مصادف با ۲۹/۳/۱۳۷۳ (غروب یکشنبه)
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1386/07/14 ساعت 18:54 موضوع شعر | لینک ثابت
قتیل کربلا را دوست دارم ذبیح بالقفا را دوســـــت دارم من از زوّار دشت کربلایم عزیز مصطفی را دوســت دارم قسم بر آب آبِ کودکانش شهید نینوا را دوســــــت دارم اگر چه شیعۀ خوبی نباشم گل خیر النساء را دوســت دارم چه خوب است روز عاشورا بمیرم که من خون خدا را دوست دارم به واللهِ به واللهِ به والله حسین سر جدا را دوســـت دارم خدایا قاری قرآن زینب به روی نیزه ها را دوســـت دارم به حق آخرین فریاد مولا امید خیمه ها را دوســـت دارم قسم بر یاس و گلهای شقایق نسیم کربلا را دوســــت دارم حاج منصور ارضی - شب یازدهم محرم سال ۷۶ 
نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1386/05/21 ساعت 16:57 موضوع شعر | لینک ثابت
حسین جانم!
ای برادر جانب میدان مرو
ای برادر جان این طفلان مرو
بی تو زینب جان دهد یاحسین
جان به جانان می دهد یاحسین
یک دم آهسته تر ای تاج سرم
یک وصیّت کرده است، مادرم
در دلم هرگز نباشد واهمه
تا تو را دارم عزیز فاطمه
حالیا قصد خدایی کرده ای
از چه رو عزم جدایی کرده ای
من که عمری با تو بودم همنشین
پس چرا گشتی جدا از من چنین
بی تو زینب ای حسین جان می دهد
جان کنار این یتیمان می دهد
اندر این صحرا رها ما را مکن
خون به قلب مادرت زهرا مکن
می روی و می بری جان از تنم
زین مصیبت صورتم را می کنم
در قفایت می دَوَم ای نور عین
بر سر و سینه زنان گویم حسین
اندر آن حالی که بر سر میزنم
از وفا بوسه به حنجر می زنم
ای عزیز فاطمه دستم به دامانت مرو
قدری آهسته برو خواهر به قربانت مرو
ای برادر قدری آهسته برو از پیش خواهر
تا کنم اجرا برایت این وصیت های مادر
همرهت انگشتر شاهی مبر سالار زینب
می کند غارت عدو هستی ات ای غمخوار زینب
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1386/05/19 ساعت 13:28 موضوع شعر | لینک ثابت
کجایی یا حسین محبوب زینب کجایــی بنگری احوالم امشب
عدو بر خیمه ها آتش فکنده زگوش کودکان گوشواره کنده
کجایی یا حسین در این شبانه حریــمت را به زیـــر تــــازیانه
حسینا امشب از غصّه خمیدم زبــس دنــــبال طفلانت دویدم

نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1386/05/17 ساعت 23:28 موضوع شعر | لینک ثابت
تــــــازیانه بر کـجا آیــد فرود نیزه ها بر شانه ها آیــــد فرود
از میـــان آتـــــــش افروخته می رسد بوی شقایق سوختــــه
آسمانی بی ستاره گشته است گوشها بی گوشواره گشته است
ای فدای چـــهره های سوختــه چشمهای سوی عمّـه دوختـــــه
زینب کبری چه سازد ای خــــدا یک طرف بیمار و یک سو بچّه ها
با تنِ خسته کنــــد راز و نیــاز روی خاکستر نشســـته در نمـــاز
با قنوت خسته اش غوغا کنـد اقتدا بر مــادرش زهــرا کنــد
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1386/05/17 ساعت 16:11 موضوع شعر | لینک ثابت
تمومِ زندگیم مالِ حسینِ دلم همواره زوّار حسینِ
خدایـــا رهبر ما را نگهدار گل پیغمبر ما را نگهدار
کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
فریاد یا محمدا
سرِ حسین به نیزه ها

نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1386/05/16 ساعت 20:53 موضوع شعر | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
گلچین مداحی های حاج محمد کریمی
امداد دوست (شب سوم محرم-1415 مصادف با 22/3/1373-غروب یکشنبه) حاج منصور ارضی
شعری از حاج منصور ارضی
مگه قرار نبود پسرا چادر سر کنن ما روسری مونو در بیاریم ؟
روز عرفه و آداب زیارت این روز
عنایت امام حسین به عزاداران
میلاد امام رضا (ع) بر همه ی شیعیان مبارک باد
عكس: جنبش سبز زائیده امید صهیونیست
كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
تربیت نابغه
درباره وبلاگ

((حسین جانم! حسین جانم!))
هر یک از ما از غیب الغیوب حرکت کردیم از اصلاب عبور کردیم بدون اختیار و خواست خودمان در اینجا به هم بر خوردیم از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم ممکن است بعد از این هم یکدیگر را نبینیم
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
خانواده
سخن شهيدان
اعمال ماه مبارک رمضان
خوابهای متعلق به امام حسین (ع)
معجرات و کرامات امام حسین (ع)
فضایل وکرامات فاطمه زهرا(س)
مطالب سياسي
مطالب خواندنی
گالري عكس
مناسبت ها
دانلودها
شعر
اعمال روز عرفه
ياران
(پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس)
( شبیر )
(كافه عكس)
(سيليكات سديم)
(سائل حسین جان ع)
(شاخه ي طوبي)
(دولت يار)
(عاشورا)
(گل ليلا)
(قدُوس)
(باران عشق)
(یا امام رضا ع)
(خداي خوب من)
(دخترای بسیجی)
(صدفهای سرگردان)
(هَل مِن ناصر ینصرنی)
(زائر كوي شيدايي)
(کریم اهل بیت)
(یک بسیجی)
(همای رحمت)
(انسان کامل)
(نگاهی نو)
(پري دريا)
(مهدي)
(ذکر)
(عطش)
(ياس كبود)
(کوی عشق)
(مشک تشنه)
(از عاشقان خدا)
(عاشق شهادت)
(دفاع ازحریم تشیع)
(سلام علي آل ياسين)
( اللهم عجل لولیک الفرج)
(ماه بني هاشم عباس ع)
(اَلسـّلامُ علیـک یااَباصالِحَ ..)
(معرفي وبلاگهاوسايتهاي..)
(بابی انت و امی یا زهرا س)
(آستان مقدس امامزادگان)
(پله پله تا ملاقات خدا)
(پرواز تا بی نهایت)
(محبان المهدي)
(شور حسینی)
(وبلاگ اختصاصی رضا قاسمی)
(تا کرببلا هست زمین را عشق..)
پلاک 401 (پایگاه بسیج شهید زبونی)
(یا علی گفتیم و عشق آغاز شد)
(مرکز اطلاع رسانی امام مهدی)
(جهان در انتظار دولت جهانی)
طراح قالبهای
فرهنگی مذهبی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
وضعيت ياهو
آمار وبلاگ
لوگو وبلاگ