تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم

:: (یاران حسین ع) ::  

(یاران حسین ع)

مستان همه افتاده و ساقی نمانده /// یک گل برای باغبان باقی نمانده



غم ظهور

غمِ ظهور

 

تـــمام حــاجت مـجنون اشــارۀ لیلاست

                                 

اگــــر چه در دل لیــــلی همیشه نا پیداست 

 

تـــمام رنــج و محبّت بـخاطر یـار است

                                         

همیشه در غم یار است آنکه خاطر خواه است         

 

نــسیم کـــاکل یــارم بــجان من آتش

                                 

 شــــمیم پـــیرهن اوشــــبیه بـــوی خداست 

 

تٌرنج و دست چه حاجت به آن مکانی که

                                 

 هـــزار یـوسف مـصری فـدای یوسف مــاست 

 

فــضای صحنِ دل من مـسیر یارم نیست

                               

اگــر چه راه عـــبورش هـــمیشه از دلهــاست

 

غم ظــهور نــخوردم حـضور هم گم شد

                             

ز فــــیض بهــره ندارم اگـــر چه او بـی جاست

 

 

ز فــــرط حــــبیـب شــــد تـــــــــنها

                               

 

دلیـــل هـــجرت آن بــا وفــا زغــفلت مـاست

 

اگـــر چه دامن لطفم بو جود لایق نیست

                              

یَــــدِ کـــریم نگــــاهت برای بخشش مـاست

 

اگـر چه ظرفیت من کم است و بی مقدار

                              

خـــزانــــۀ کَــــرَم یـــــار مســـتعد عــطاست

حاج منصور

شب دوازدهم محرم ۱۴۱۹-مصادف با ۱۸/۲/۱۳۷۷(غروب جمعه)

غم ظهور

+نوشته شده درجمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:43 توسط علیرضا |

بسمه تعالی

حضرت علی (ع) می فرمایند:

ارزش مرد، به اندازه همّت اوست...و پاکدامنی

او، به اندازۀ غیرتش.

ولادت حضرت امام علی (ع) و روز پدر بر همۀ

شیعیان مبارک باد.

 

+نوشته شده درسه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 16:52 توسط علیرضا |

آشنای عاشق

یکشب که عشقت باز از دل درگذر شد

 آنــقدر گــفتم نــام تـو تا که سحر شد

 از لــحظه ای که آشــنا با عشق گـشتم

 بـا سوز هـجرانت دل مـن هــمسفر شد

 گــفتی کـه گـاه مرگ می آیی سـراغم

 تــعجیل کـن بیمار عـشقت محتضر شد

 هــر بار دوری کـردم از کـویَت نــگارا

 احــساس لـطف تـو به من نزدیکتر شد

 غفلت چو شد عارض به اعمال ضــعیفم

 فــریــادهــای دل به قـلبت بی اثر شد

 در روز مــی جـستم تو را امّا حـضورت

 در اشــکهای نـیمه شـبها جـلوه گر شد

 من مرغ عشقت هستم و در نغمۀ وصل

 بی تو پرستوی حــرم بــی بال و پر شد

 هر صبحدم قبل از زیارت ذکر این دل

 نــام قــشنگ حـجّت ثـانی عـشر شد

حاج منصور ارضی

+نوشته شده درشنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 15:55 توسط علیرضا |

جوشیدن خون از خاک کربلا

به هنگام سفر آسمانی معراج و نیز به هنگام شرفیابی امین وحی به محضر

پیامبر ، مقداری از تربت پاک کربلا پیش از شهادت امام حسین (ع) به

پیامبر (ص) هدیه شد و آن حضرت را به امّ سلمه داد و فرمود:« این را

خوب نگه دار، هنگامی که به خون تبدیل شد بدان که فرزندم حسین را کشته اند.»

این بانو می گوید:«من آن تربت سرخ رنگ را در شیشه ای نهادم و هرروز

بر آن می نگرستیم و گرامیش می داشتم. صبح روز عاشورا آن را به حال

طبیعی یافتم، اما هنگامی که پس از نیم روز به سراغ آن رفتم به ناگاه دیدم

به صورت خون تازه ای در آمده است، بی اختیار ضجّه زدم و از دل فریاد کشیدم....»

و بتنوی دیگری اضافه می کند که:«همان شیشه را در دست همسر پیامبر

دیده است که خون تازه ای در درونش در حال جوشش است.»

کتاب معجزات و کرامات امام حسین (ع)صفحه ۱۳۹

+نوشته شده درپنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 18:32 توسط علیرضا |

زیباترین عفت

حسن بصیری می گوید: در امت رسول خدا هیچ کس مانند فاطمه بندگی خدا نکرد. آن

قدر بر عبادت می ایستاد که پاهای مبارکش ورم می کرد. باری پیامبر از او پرسید:

بهترین چیز برای زن چیست؟

حضرت فرمودند: خَیرُ لِلنساءِ أن لایَرَینَ الرَّجالَ و لایَراهُنَّ الرَّجالُ: بهترین چیز آن است

که نه او نامحرم را بنگرد و نه نامحرم او را.

پیامبر بانو را در آغوش فشردند و فرمودند:فرزندانی که یکی بر تر از دیگری است.

ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) بر همۀ شیعیان مبارک باد.

 

 

+نوشته شده درشنبه یکم تیر 1387ساعت 23:50 توسط علیرضا |

راز سجدۀ شکر پیامبر

ابو عبدالرّحمن می گوید: امام صادق (ع) فرمود :

« رسول خدا (ص) در سفری از مرکب خود پیاده شد و پنج مرتبه سجده کرد. وقتی سوار مرکب

شد ، یکی از یارانش عرض کرد : ما کاری از شما دیدیم که تا کنون چنان نکرده بودید؟!

فرمود: «آری ، جبرییل (ع) نزد من آمده و مرا بشارت داد که علی اهل بهشت است، من به

شکرانۀ این نعمت به پیشگاه خدای متعال سجده آوردم . وقتی سربرداشتم گفت: فاطمه هم اهل

بهشت است. من به شکرانۀ آن نیز سجده کردم، هنگامی که سربرداشتم گفت: حسن و حسین دو

سرور جوانان بهشتی اند. باز هم به شکرانۀ آن سجده کردم. چون سربرداشتم گفت: هر کس هم

که ایشان را دوست بدارد، اهل بهشت است. من به شکرانۀ آن سجده کردم، چون سربرداشتم

گفت: هرکس هم که دوست دوستان ایشان باشد، اهل بهشت است و من به شکرانۀ آن نیز

سجده نمودم.»۲

۲-امالی شیخ مفید -ص۳۲

+نوشته شده دردوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 11:37 توسط علیرضا |